مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - ٥ درک لذتهای معنوی
وضع اقتصادی مردم بد بود. پیغمبر در مدینهای زندگی میکند که در آن گروهی از مردم، اصحاب صُفّه هستند که بسیار تهیدست و فقیرند و مدینه در حال جنگ است.
کشوری که با کشور دیگر یا شهری که با شهر دیگر میجنگد، خواه ناخواه در مضیقه اقتصادی قرار میگیرد، خصوصاً اگر قحطی و خشکسالی هم پیش آید، و مدینه گاهی در چنین شرایطی قرار میگرفت. نتیجه این شده بود که گاهی اصحاب صفّه- یعنی عدهای از اصحاب پیغمبر که از بلاد غربت آمده بودند و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ابتدا آنها را در مسجد و بعد در کنار مسجد جا داده بود- آنقدر در سختی و فقر بسر میبردند که لباس نداشتند تا بیایند در مسجد و در جماعت شرکت کنند، و گاهی یک لباس در میان آنها مبادله میشد، یعنی یکی میپوشید و نماز میخواند و بعد دیگری از آن برای نماز خواندن استفاده میکرد. در چنین شرایطی هیچ وقت برای یک مؤمن صحیح نیست که ولو از مال خودش لباس فاخر بپوشد.
در چنین شرایطی است که وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به خانه دخترش زهرا وارد میشود و میبیند که او یک دستبند نقره در دست دارد و پرده الوانی را از در آویخته است، به علامت اعتراض برمیگردد. حضرت زهرا که از خلق و خوی پدر بزرگوارش آگاه بود، فوراً دستبند را از دست خود درآورد و پرده را هم از در کند و ضمن فرستادن آنها خدمت پدر بزرگوارش، گفت پدرم را سلام برسانید و بگویید اینها را دخترت فرستاده است، در هر راه که خودتان صلاح میدانید مصرف فرمایید. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فوراً دستور میدهد از همان پارچه پرده چند پیراهن یا شلوار برای اصحاب صفّه درست کنند. وقتی که شرایط چنین است وظیفه چیز دیگری است.
حضرت صادق علیه السلام به معترضین فرمود: من الآن در شرایطی که پیغمبر صلی الله علیه و آله زندگی میکرد زندگی نمیکنم. من اگر در شرایط جدّم پیغمبر صلی الله علیه و آله زندگی میکردم مثل او بودم و پیغمبر صلی الله علیه و آله هم اگر در زمان من زندگی میکرد که وضع عموم مردم خوب شده و بهتر است، مثل من زندگی میکرد.
این هم یک فلسفه دیگر برای زهد است.
٥. درک لذتهای معنوی
فلسفه دیگر زهد این است که اگر انسان غرق در لذات مادی- حتی لذات حلال-