مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - زهد عارف از نظر بوعلی سینا
از قلب وجود برخاسته است میخواند و با هستی همصدا میشود- احساس میکند، برابر است با یک عمر لذت مادی در این دنیا. یک چنین آدمی نمیتواند مثل ما زندگی کند، نمیتواند سر سفره شام بنشیند و در حالی که ظهر غذاهای سنگین، انواع گوشتها، روغنهای حیوانی و نباتی، انواع شیرینیها و انواع محرّک اشتهاها خورده است، تازه مقداری سوپ بخورد تا اشتهایش تحریک بشود. این روح خودبه خود میمیرد. این آدم نمیتواند در نیمههای شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمیتواند از عبادت لذت ببرد.
لهذا کسانی که چنین توفیقاتی داشتهاند- و ما چنین اشخاصی را دیدهایم- به لذتهای مادیای که ما دل بستهایم هیچ اعتنا ندارند. چه مانعی دارد که من ذکر خیری از پدر بزرگوار خودم بکنم. از وقتی که یادم میآید (حداقل از چهل سال پیش) من میدیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمیگذاشت و نمیگذارد که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخیر بیفتد. شام را سر شب میخورَد و سه ساعت از شب گذشته میخوابد و حداقل دو ساعت- و در شبهای جمعه سه ساعت- به طلوع صبح مانده بیدار میشود و حداقل قرآنی که تلاوت میکند یک جزء است؛ و با چه فراغت و آرامشی نماز شب میخواند! حالا تقریباً صد سال از عمرش میگذرد و هیچ وقت من نمیبینم که یک خواب ناآرام داشته باشد. و همان لذت معنوی است که اینچنین نگهش داشته. یک شب نیست که پدر و مادرش را دعا نکند. یک نامادری داشته که به او خیلی ارادتمند است و میگوید که او خیلی به من محبت کرده است؛ شبی نیست که او را دعا نکند. یک شب نیست که تمام خویشاوندان و ذیحقّان و بستگان دور و نزدیکش را یاد نکند. اینها دل را زنده میکند. آدمی که بخواهد از چنین لذتی بهرهمند شود، ناچار از لذتهای مادی تخفیف میدهد تا به آن لذت عمیقتر الهی معنوی برسد.
زهد عارف از نظر بوعلی سینا
بوعلی سینا میگوید زهد عارف با زهد غیرعارف فرق میکند: زُهْدُ الْعارِفِ رِیاضَةٌ ما لِهِمَمِهِ وَ قُواهُ الْمُتَوَهِّمَةِ وَ الْمُتَخَیلَةِ ... مضمونش این است: ریاضت و زهد یک عارف عبارت است از ورزش دادن و آماده کردن قوای توهّم و تخیل و حسی خودش، برای اینکه آن موقعی که میخواهد آیینه روح خودش را در مقابل ملکوت