مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٩ - فلسفه سبکبالی و سادگی در زندگی رهبران
اکثریت ما لااقل یک عادت داریم، اقلًاّ چای باید بخوریم؛ آن روزی که چای نخوریم کلافه هستیم. خیلی از مردم به سیگار عادت دارند، اگر نکشند حواس ندارند و اقلیتی به عادتهای خطرناک و قطعاً حرامی گرفتار هستند، مثلًا به تریاک یا بدتر از آن.
عادت دلبستگی می آورد و دلبستگی اسارت
به هر اندازه که انسان بیشتر به اشیاء عادت داشته باشد، بیشتر به آنها بسته است و اسیر آنهاست، و به هر اندازه که انسان اسیر باشد آزادی ندارد. حالا تنها چای و سیگار نیست، تنها تریاک نیست؛ ممکن است آدمی عادت کرده باشد که همیشه روی تشک و متّکای بسیار نرم بخوابد. چنین آدمی اگر یک وقت در شرایطی قرار بگیرد که بخواهد روی فرش یا زمین خالی بخوابد ابداً خوابش نمیبرد؛ او دیگر فلج است؛ همین قدر که از این شرایط خارج شد، فلج است.
آزادگان همواره می خواهند ساده زندگی کنند
در مقابل، افرادی را میبینید که در دنیا ساده زندگی میکنند بدون اینکه لذتهای خدا را بر خودشان حرام کرده باشند و فکر کنند که اینها حرام است و بدون اینکه از کارهای زندگی دست بکشند. اینها در متن زندگی واقع هستند ولی دلشان میخواهد ساده زندگی کنند. دلش میخواهد سادهترین لباسها را بپوشد، خوراکش سادهترین خوراکها باشد، منزل و مرکبش سادهترین منزلها و مرکبها باشد، چرا؟
میگوید برای اینکه من نمیخواهم آزادیم را به چیزی بفروشم. به هر اندازه خودم را به اشیاء مقید کنم اسیر آنها هستم و وقتی اسیر اشیاء باشم مثل کسی هستم که هزار بند به او بسته است. چنین آدمی نمیتواند راه برود و سبکبار و سبکبال باشد.
فلسفه سبکبالی و سادگی در زندگی رهبران
و لهذا زندگی پیامبران عظام و رهبران بزرگ اجتماع همواره زندگی سادهای بوده، زیرا اگر زندگی پرتجمّل میداشتند (همان زندگی حلال و مباح) دیگر از رهبری میبایست دست میکشیدند. زندگی پرتجمّل، با رهبری که لازمه آن سبکباری و سبکبالی و جنبش زیاد و آزادی و آزادگی است نمیسازد.