مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - روش بازدارنده اسلام
خصیصهای، حالتی، وضعی است که سبب میشود آزادی آنها از ایشان گرفته و سلب بشود. عامل سوم نظامات و تشکیلات اجتماعی و وضع و اجرای قوانین اجتماعی است.
ما باید این عوامل را یک یک بررسی بکنیم. اما عامل سلبکننده. افرادی که میآیند آزادی دیگران را سلب و حقوق دیگران را پایمال میکنند چرا و به چه دلیل چنین میکنند؟ چرا آزادی دیگران را محترم نمیشمارند و سلب میکنند؟ دلیلش دو چیز است: یکی حس سودجویی و منفعتپرستی که در هر فرد بشری وجود دارد، و دیگری قدرت؛ یعنی وقتی انسان در مشی و راه و روش خودش سودجو و دنبال منفعت فردی و شخصی و خودپرست بود و از طرف دیگر قدرت به دست آورد و امکانات تحصیل کرد کافی است برای اینکه آزادی دیگران را سلب و حقوق دیگران را پایمال کند.
اما عاملی که مربوط به افرادِ آزادی سلبشده است دو چیز است: یکی یک حالت رخوت و سستی و بیتفاوتی که در عامه مردم پیدا میشود، حالت باری به هر جهت، آنچه که ما اغلب اسمش را درویشمسلکی میگذاریم؛ یک چنین حالتی در مردم پیدا میشود که احقاق حقوق را یک امر مقدس و محترم نمیشمارند؛ یک تنبلی. عامل دوم ضعف است، یعنی گیرم افرادی احساس احقاق حقوق و تأمین آزادی در خودشان بکنند ولی وقتی که ضعیف هستند و قدرت ندارند قهراً نمیتوانند به دست آورند.
و اما عامل قوانین اجتماعی و تشکیلات اجتماعی. قوانین اجتماعی و تشکیلات اجتماعی ممکن است به گونهای باشد که افراد اجتماع نتوانند آزادی خودشان را تأمین کنند.
روش بازدارنده اسلام
اما راجع به قسمت اول، آیا از ناحیه سلبکننده آزادیها میشود کاری کرد که او را کنترل کرد تا به آزادیها احترام بگزارد یا نه؟ اسلام در اینجا در دو جهت دخالت کرده است، یکی از ناحیه محدود کردن قدرت آنها و دیگر از ناحیه تعلیم و تربیت، و تربیت روح آنها با یک تعلیم و تربیت دینی و یک ایمان قوی، که در این راه موفق هم بوده است؛ یعنی با ایجاد یک ایمان قوی در افراد نیرومند که به حکم طبیعت خودشان سودجو و سودطلب هستند جلو سودجویی و سودطلبی آنها گرفته شده