مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - کعبه و نقش اجتماعی آن
دست برداشت. به او گفتند: مذهب رفیقت را رها کردی و در چیزی که اصل و حقیقتی ندارد درآمدی! گفت: رفیق من آشفته است، گاهی معتقد به قدر و آزادی اختیار است و گاهی جبری مسلک، و او را استوار بر یک مذهب نمیبینم.
راوی گفت: ابن ابی العوجاء از روی سرکشی و انکار بر کسانی که حج میگزارند داخل مکه شد و عالمان دینی از گفتگو و همنشینی با او کراهت داشتند زیرا بسیار بد زبان و بدطینت بود. پس نزد امام صادق علیه السلام آمد و در میان گروهی از همفکران خود در خدمت آن حضرت نشست و گفت:
مجالس امانت است (سخنان باید در همین جا دفن شود) و هرکه را سرفه گرفته است باید سرفه کند، آیا اجازه میدهی سخن گویم؟ فرمود: بگو.
گفت: تا کی این خرمنگاه را میکوبید و به این سنگ التجا میآورید و این خانهای را که از آجر و سنگ و گل بالا رفته میپرستید و چون شتران رمیده دور آن هروله میکنید؟! در صورتی که هرکه در این باره بیندیشد و فکر خود را به کار برد پی میبرد که این کاری است که یک غیر حکیم و بیفکر آن را بنیاد نهاده است. اکنون پاسخ ده، زیرا تو رأس و قله این دین هستی و پدرت اساس و نظام آن بوده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که خداوند او را گمراه نموده و چشم دلش را کور کرده است حق را ثقیل مییابد و حق به کامش شیرین نمیآید، و شیطان اختیاردار او میشود و وی را در آبشخوارهای هلاکت درآورده و بیرون نخواهد آورد. این خانهای است که خداوند خلق خویش را به واسطه آن به بندگی خود فراخوانده تا اطاعت آنان را با رفتن به سوی آن بیازماید، از این رو آنان را به تعظیم و زیارت این خانه واداشته و آن را محل پیامبران خود و قبله نمازگزاران قرار داده است، بدین جهت این خانه شاخهای از خشنودی خداوند و راهی به سوی آمرزش اوست، و بر هیئت کمال و مجتمع عظمت و جلال برپا شده است، خداوند این خانه را دوهزارسال پیش از گسترده شدن زمین آفرید، و شایستهترین کس به این که در اوامر و نواهی خود اطاعت شود خداوندی است که پدیدآرنده ارواح و صورتهاست.