مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦ - علی و استفاده از عنوان خلافت
ما کنْتَ صانِعاً فَاصْنَعْ قَبْلَ اذْ قَشَرَک ابْنُ ابیطالِبٍ مِنْ کلِّ مالٍ تَمْلِکهُ کما تُقْشَرُ عَنِ الْعَصا لِحاها [١].
نوشت هرکاری که از تو ساخته است بکن که پسر ابیطالب هرچه داری و در این مدت جمع کردهای از تو خواهد گرفت و از تو جدا خواهد کرد، آن طور که پوست عصای دستی را از آن جدا میکنند.
چگونه عدالتش او را به کشتن داد؟
اینکه گفتهاند: «قُتِلَ فی مِحْرابِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ منتهای تصلّب و تعصب در عدالتش بود که قاتلش شد» معنیاش این است که عرض کردم. معلوم میشود سایر مسائل از قبیل تسلیم قاتلین عثمان و مسئله اینکه در جنگهای اسلام و جاهلیت چنین و چنان شده بهانه بوده، همه حرفها بر سر مسئله اجرای عدالت اجتماعی بوده.
خصوصاً از این نظر که علی علیه السلام قانع نبود که به گذشته کاری نداشته باشد و از حال برای آینده شروع کند، عطف به ما سبق میکرد و میگفت: انَّ الْحَقَّ الْقَدیمَ لایبْطِلُهُ شَیءٌ.
علی و استفاده از عنوان خلافت
در آخر سخن، قسمتهایی جزئی از کارهای شخصی و سختگیریهایی که بر خودش در این موضوع میکرد عرض میکنم. علی علیه السلام به هیچ وجه حاضر نبود نه خودش و نه کس دیگر از بستگانش و یارانش از عنوان خلافت سوء استفاده کنند؛ حتی گاهی سوء استفاده هم حساب نمیشد، فیالجمله اولویتی به شمار میرفت، آنهم اولویتی که دیگران درباره او قائل میشدند نه خودش. اگر به بازار میرفت که چیزی بخرد کوشش میکرد کسی را پیدا کند که او را نشناسد که او خلیفه امیرالمؤمنین است، برای آنکه مبادا ملاحظه او را بکند و بین او و دیگران فرق بگذارد. همین قدر هم حاضر نبود از عنوان خودش استفاده کند.
مناصب اجتماعی از نظر کسی که واقعاً وظیفه خودش را انجام دهد و نخواهد
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج ١/ ص ٩٠.