مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩ - اسلام مبانی آزادی را تأمین کرد
اسلام مبانی آزادی را تأمین کرد
اما اسلام تنها به شعار آزادی و آزادیخواهی قناعت نکرد، مبانی آزادی را تأمین کرد. اولین مبنای آزادی خداشناسی و بندگی خداست، قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا، اینکه هیچ قوه و نیرویی جز پرستش خدا بر وجود انسان حکومت نکند.
عامل دوم، شناسایی انسان به خود انسان است. مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ.
اسلام که آمد، نه تنها برای این آمد که خدا را به بشر بشناساند، [همچنین برای این آمد که بشر را به خودش بشناساند.] بشر اگر خودش را نشناسد خدا را نمیشناسد، اگر خودش را درست نشناسد خدا را نمیتواند پرستش بکند. ای بشر! ای انسان! تو خودت را یک موجود پست خاکی ندان، خودت را در حدّ حیوانات ندان، خودت را یک موجود پست شهوانی ندان؛ خیال نکن که تنها انگیزهای که در وجود تو هست جاهطلبی است، یا تنها عامل محرک وجود تو عوامل اقتصادی یا عوامل جنسی است؛ خیر، در سرشت تو یک نهاد دیگری، یک روح، یک قدس و معنویتی هست:
نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی [١] من از روح الوهیت خودم چیزی در وجود تو دمیدهام. تو خلیفةاللَّه و جانشین خدا هستی، تو برتر از این حرفها هستی. انسان را به خود انسان معرفی کرد و شناساند. و انسان تا به این معنویت خودش آگاه نشود و ارزش معنوی خودش را درک نکند نمیتواند خودش را از مادیات ببُرد و تا انسان خودش را از مادیات نبریده است محال است که آزاد باشد. مگر انسانی که برده مادیات باشد میتواند آزاد و آزادیخواه باشد؟ چنین چیزی محال است.
دلیلش تجربیات دنیاست. اسلام اعلام آزادی کرد، دیگران هم در دنیا اعلام آزادی کردند؛ شما در عمل ببینید اسلام چه موفقیتهایی پیدا کرد آنها چه موفقیتهایی پیدا کردند. ما اگر تنها زندگی خود پیغمبر صلی الله علیه و آله را، زندگی علیبن ابیطالب علیه السلام را، حتی زندگی خلفا را تا مدتی که روی سیره و سنت پیغمبر رفتار میکردند مقیاس قرار بدهیم میبینیم اسلام چقدر در این زمینه موفقیت داشته است و آنها چقدر ناکام بودهاند! همین حکومت پنج ساله علی علیه السلام حقیقتاً عجیب است. علی از باب اینکه واقعاً بنده خدا و از حکومت هر قوهای غیر از خدا آزاد بود آزادیخواه و آزادیبخش بود. ما میدانیم در دوره حکومت علی علیه السلام عدهای بودند که از بیعت کردن با علی
[١]. حجر/ ٢٩ و ص/ ٧٢.