مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧١ - نفوذ مسیحیت در دستگاه یزید
که در راه خدا و در رکاب اباعبداللَّه علیه السلام شهید شدند همینطور هستند.
روز تاسوعاست و من باید مقداری ذکر مصیبت کنم و شما را توجه بدهم به فلسفه قیام حسینی از یک طرف و فلسفه عزاداری حسین بن علی علیه السلام از طرف دیگر.
نفوذ مسیحیت در دستگاه یزید
فلسفه قیام حسینی همان بود که امام حسین اسلام را در خطر دید، و دید اگر یک قیام جانانهای نکند اسلام بکلی رفته است. ملت اسلام در خواب است. شخصی زمامدار شده است که هیچ چیزی از اسلام نمیفهمد، دشمن اسلام است و حتی آن مقدار سیاستی که پدرش داشت- که به خاطر سیاستِ خودش لازم میدانست یک چیزی از اسلام را نگه دارد- این هم در او نیست. مسیحیت هم نفوذی در دستگاه یزید پیدا کرده است، مشیر و مشارهایش افراد مسیحی هستند و از آنها الهام میگیرد و اگر این پرده دریده نشود اسلام برای همیشه از دست میرود. دمشق (شام آن زمان که پایتخت اسلامی بود) همسایه بود با پایتخت دنیای مسیحی یعنی همین اسلامبول فعلی- که اکنون یک شهر اسلامی است- و ترکیه فعلی که یک کشور اسلامی است. اسلامبول، آن وقت مرکز روم شرقی و یکی از مراکز بزرگ مسیحیت بلکه بزرگترین مرکز مسیحیت بود. معاویه باب رفت و آمد را باز کرده بود. از زمان معاویه اینها نفوذی در دستگاه پیدا کرده بودند و قصه قتل امام حسین یک عمل به اصطلاح امروز استعماری و یک نقشه حسابشده از طرف مسیحیها بود. حال قضیه از چه قرار بود؟
یکی از جاهایی که تاریخ نشان میدهد انگشت اینها پیداست این است که اینها غلامی دارند به نام سِرجون که این غلام مسیحی است. یزید خودش هم بسیاری از وقت خودش را در دیرها و صومعههای مسیحیها بسر میبرد. علتش این بود که در آن وقت هنوز در دنیای اسلام مفاسد شرابخواری و فاحشهبازی رواج پیدا نکرده بود و در میان مسلمین پیدا نمیشد، کسانی که میخواستند دنبال این کارها بروند میرفتند در این دیرها و صومعهها که در آنجا هم شراب فراوان وجود داشت و هم زنهای بدکاره. یزید هم مقدار زیادی از عمر خودش را در همین دیرها و