مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - حدیث علی علیه السلام در فلسفه زهد
باید زاهدانه زندگی کنیم که زهد ما همدردی با فقرا باشد. روزی که دیگران توانستند لباس فاخر بپوشند ما هم لباس فاخر میپوشیم.
این وظیفه همدردی برای همه است ولی برای پیشوایان امّت خیلی بیشتر و دقیقتر است. این داستان را که میخواهم عرض بکنم در نهجالبلاغه است و زیاد شنیدهاید:
علی علیه السلام بعد از جنگ جمل که در آن فاتح شدند، وقتی وارد بصره گردیدند، وارد بر خانه علاء بن زیاد شدند و او خانه بسیار مجلّلی داشت. حضرت اول به صورت اعتراض مانندی به او فرمودند: این خانه به این بزرگی را میخواهی چکار کنی؟ در خانه کوچکتری هم میتوانی زندگی کنی، تو در آخرت به خانه بزرگ احتیاج داری. بعد فرمودند: بلی میتوانی همین خانه بزرگ را وسیله خانه بزرگتری در آخرت قرار بدهی به شرط اینکه در این خانه مهمان بیاوری و آن را وسیله قرار دهی برای خدمت کردن به خلق.
بعد آن مرد عرض کرد: یا امیرَالْمُؤْمِنینَ! اشْکو الَیک اخی عاصِمَ بْنَ زِیادٍ من شکایت برادرم عاصم بن زیاد را خدمت شما میکنم. فرمودند: چطور شده است؟
عرض کرد: برادرم، زاهد و راهب و گوشهنشین شده، حاضر نیست غذای خوب بخورد و اصرار دارد غذای نامطبوع بخورد و لباس خیلی درشت بپوشد و از لذت دنیا کنارهگیری کرده است.
حضرت علی علیه السلام فرمودند: عَلَی بِهِ احضارش کنید. عاصم را آوردند. حضرت با بیان عتابآمیزی به او فرمودند: یا عُدَی نَفْسِهِ ای ستمگرک بر خود! لَقَدِ اسْتَهامَ بِک الْخَبیثُ؟ آیا شیطان تو را گول زده است؟ شیطان بر تو مسلّط شده است؟ چرا نعمتهای خدا را رها کردهای؟ تو کوچکتر از این هستی که خدا از تو بازخواست کند که چرا از نعمتهای من استفاده کردی. خدا نعمتها را برای استفاده کردن خلق کرده است. این مرد جواب خیلی روشنی داشت، گفت: یا امیرَالْمُؤْمِنینَ! هذا انْتَ شما که این حرف را به من میزنید، خودتان هم که مثل من زندگی میکنید. لباس من که از لباس شما درشتتر نیست، خوراک من که از خوراک شما پایینتر نیست. من مثل شما زندگی میکنم. فرمود: اشتباه کردهای، من پیشوای خلقم و تو یکی از مأمومین هستی. انَّ اللَّهَ تَعالی فَرَضَ عَلی ائِمَّةِ الْحَقِّ انْ یقَدِّروا انْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ کیلا یتَبَیغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ [١]. وظیفه
[١]. نهجالبلاغه فیضالاسلام، خطبه ٢٠٠، صفحه ٦٦٣.