مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - پیوند خطابه در شیعه با حادثه عاشورا
همین توصیه و دستورها نگذاشتند حسین بن علی بمیرد؛ به صورت یک فکر، به صورت یک ایده، به صورت یک عقیده مبارزه با ظلم، حسین را زنده نگه داشتند.
متوکل هم در حساب خودش خوب حساب کرده بود، حساب کرده بود بلکه بتواند این فکر را و این ذکر را و این ایده را و این عقیده را از بین ببرد، و الّا خیلی هم آدم عاقلی بود، آدم مقدس مآبی هم بود، هیچ عقده روحی و شخصی نداشت درباره حسین بن علی، ولی میدید حسین با همین مرثیهخوانیها به صورت یک مکتب درآمده است که دیگر متوکل نمیتواند متوکل باشد.
باز هم ما داستانها داریم. اگر کسی در این زمینه جمعآوری بکند و ببیند مرثیههای مرثیهخوانهای سیدالشهداء تا آن وقتی که از تعلیمات ائمه پیروی میکردند چه نقشی در اجتماع داشت، مورد اعجاب خواهد بود. پس اگر این دو چیز دانسته بشود- و باید دانسته بشود- میتوان از همین عزاداریها استفادههای خوب برد.
این را هم بگویم: با همه نقایصی که الآن در کار است خوشبختانه مردم، احساساتی بسیار پاک و احساساتی واقعی نسبت به سیدالشهداء (سلام اللَّه علیه) دارند. بعضی از اشخاص که البته سوء نیت ندارند، چون میبینند از این قضیه سوء استفاده میشود عقیدهشان این شده که باید بکلی این قضیه از بین برود، میگویند مردم که گریه میکنند به علت این است که شنیدهاند گناهانشان با این گریهها بخشیده میشود و الّا گریه نمیکردند. نه آقا، این اشتباه است. واقعاً این طور نیست.
مگر میشود مردم را با تطمیع گریاند؟! اگر این جور است شما بیایید به یک عده مردم بگویید در یک جا جمع بشوند و بگویند به هریک از شماها چک هزار تومانی میدهیم به شرط اینکه بنشینید نیم ساعت برای فلان شخص، مثلًا برای شاه عباس گریه بکنید. اگر گریه کردند! مگر میشود چنین چیزی؟! گریه احساسات میخواهد. انسان تا متأثر نشود گریه نمیکند. یا باید حزن داشته باشد یا باید شوق داشته باشد. در مردم واقعاً یک نوع احساساتی حقیقی نسبت به سیدالشهداء هست، واقعاً امام حسین را دوست دارند و به او عشق میورزند و از سوز دل برایش اشک میریزند. در این محرم و صفر خروارها اشک از مردم ریخته میشود، در غیر محرم و صفر چقدر ریخته میشود! تا حزنی نباشد، تا اندوهی نباشد، تا عشقی نباشد، تا شوقی نباشد، تا احساساتی نباشد که گریه نمیآید. این احساسات قیمت دارد،