مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٢ - نظریه اسلام
انسان یعنی بر شناساندن انسان است، بر آگاه کردن انسان به این سرشت و پرورش دادن این جنبه وجود انسان و برقرار کردن تعادل میان دو جنبه وجودی انسان- عِلْوی و سِفْلی- است. عبادتها، رازها، نیازها، خداشناسیها، پرهیز کردن از گناهان، پرهیز کردن از دروغ، از خیانت، از ظلم و ستم، از غیبت، تمام اینها گذشته از جنبههای اجتماعی، یک جنبه انسانی و تربیتی دارد، یعنی برای احیاء و زنده کردن همان جنبه انسانی است.
پس اگر ما بخواهیم واقعاً در طریق تکامل انسان قدم برداریم باید خودمان را مافوق همه این مسائل قرار بدهیم یعنی انسان را موجودی بدانیم که میتواند پایگاهی عقیدتی مافوق پایگاه طبقاتی و غیرطبقاتی و امثال اینها داشته باشد.
مبارزه انسان میتواند صد درصد ماهیت آرمانی و اعتقادی داشته باشد، ماهیت ایمانی داشته باشد. اما این مبارزه از کجا شروع میشود؟ از درون خودت. اینها تنها در تعلیمات انبیاست، شما در تعلیمات غیر انبیا چنین نمونههای شکوهمندی نمیبینید.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله لشکری را برای مبارزه با دشمنان بیرونی فرستاده است.
وقتی که پیروز و فاتح برمیگردند، به استقبال آنها میرود. (موقعشناسی را ببینید که در چه جایی پیغمبر صلی الله علیه و آله چه سخنی میگوید!) هنگامی که میخواهد به آنها مرحبا و آفرین بگوید، میفرماید: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهادُ الْاکبَرُ آفرین بر جمعیتی که از مبارزه کوچک پیروز برگشتهاند ولی هنوز مبارزه بزرگ باقی مانده است. همه تعجب میکنند، میگویند: یا رسولَاللَّه! آیا ما جنگی بزرگتر از این در پیش داریم؟ فرمود: بله، مبارزه بزرگتر جهاد با نفس است، انسان شدن خود شماست.
این شناختها درباره انسان، مبارزه انسان با نفس خود که قرآن میفرماید: قَدْ افْلَحَ مَنْ زَکیها. وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها [١] در تعلیمات دیگری نمیگنجد یعنی تعلیمات دیگر چنین ظرفیتی ندارد که بتواند جایی برای اینگونه دستورها و آموزشها داشته باشد.
و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته
[١] شمس/ ٨ و ٩ هر که جان را مصفا کرد رستگار شد و هر که آن را بیالود زیانکار گشت