مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٠ - تعینات یا قید و بندها و اسارتها
ما در شرح حال رسول اکرم صلی الله علیه و آله میخوانیم: کانَ رَسولُ اللَّهِ خَفیفَ الْمَؤونَةِ [١]. اولین چیزی که در سیره پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به چشم میخورد این است که مردی بود سبک خرج. لباس و خوراکش و همچنین در نشست و برخاست و مسافرت بسیار ساده بود.
تعینات یا قید و بندها و اسارتها
شما حساب کنید این قیود و تجمّلاتی که انسان خودش برای خودش میسازد چقدر مانع پیشرفت اوست. آدمی که برای خودش تعینی قائل است چقدر این تعین او را در زیر بار خودش له میکند. از خودم مثال میزنم: من یک مرد روحانی معروف بزرگی هستم، من یک حجةالاسلام یا آیةاللَّه هستم. من بروم مشهد یا نروم برای زیارت؟ من فکر کنم که رفتن من به مشهد به این سادگی که نمیشود، مثلًا چه جور وارد شوم؟ کجا وارد شوم؟ دید و بازدید مردم از من چه جور باشد؟ شرایط دیگر چنین و چنان باشد. یک وقت میبینید یک عمر میگذرد و آن سادهترین مسافرتها و آن واجبترین مسافرتها که مسافرت مکه است نصیب او نمیشود، از بس شرایط و قیود دارد. چنین آدمی نمیتواند سبکبار و سبکبال حرکت کند.
پیغمبر صلی الله علیه و آله زندگی بسیار مخفّفی داشت. اگر زندگیاش مخفّف نمیبود، نمیتوانست اجتماع خودش را رهبری کند. روزه میگرفت، آیا وقت افطار مثل ما بود که باید سماور یک طرف بجوشد و ... اگر نباشد درست نیست؟ اصلًا روزی که روزه داشت با روزی که روزه نداشت فرقی نداشت. تازه بعد از نماز عشاء و احیاناً یک ساعت و نیم از شب گذشته به منزل میآمد. انس بن مالک خدمتگزار حضرت میگوید غذای ایشان غالباً یک کاسه شیر و یا یک قرص نان بود. وقتی که میآمدند یک چنین غذای سادهای میخوردند و بعد به کار خودشان میپرداختند. کم میخورد و چون کم میخورد، دو ساعت که میخوابید استراحتش کامل شده بود، بعد بیدار میشد و باز خدا را عبادت میکرد. به نصّ قرآن مجید گاهی دو ثلث از شب را نمیخوابید. قرآن که نازل شد، در جایی نازل شد که مردم همه شاهد بودند و اگر چنین چیزی نبود دشمن اعتراض میکرد و دوست هم که نمیتوانست باور کند،
[١]. ارشاد القلوب دیلمی، ج ١/ ص ١١٥.