مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - فلسفه زهد در تفکر اسلامی
تشخیص میدهد که: وَ یؤْثِرونَ عَلی انْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [١]، از خود میکند و به دیگری میدهد، او به صورت یک موجود زنده در میآید وحیات عالیتری دارد.
چنین موجودی را باید گفت انسان زنده و بلکه زندهترین انسانها.
گفتیم فلسفه دیگر زهد، همدردی و همسطحی است. افراد بشر باید در زندگی مادی تا حدودی که ممکن است همسطح یکدیگر زندگی کنند. اختلافات طبقاتی که یکی «کشتی کشتی نعمت» داشته باشد و دیگری «دریا دریا محنت» درست نیست. البته نمیگویم همه افراد بشر باید در یک سطح زندگی کنند به طوری که آن که کار میکند و آن که کار نمیکند یک جور نعمت داشته باشند؛ نه، این حرف درست نیست. افراد بشر از نظر استعداد و ظرفیت و کار و ابتکار متفاوتند. زندگی میدان مسابقه است و هرکس که بیشتر فعالیت کند قهراً باید بهره بیشتر و بهتری داشته باشد، اما آن تمرکز ثروتهایی که از راه ظلم و تعدی و نه از راه کار و ابتکار و لیاقت به دست میآید، و آن فقرهایی که نه از ناحیه تنبلی بلکه به واسطه شرایط نامساعد به وجود آوردن ایجاد میشود، نباید وجود داشته باشد. علی علیه السلام فرمود:
لَوْلا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ وَ ما اخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَماءِ انْ لایقارّوا عَلی کظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ لَألْقَیتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها وَ لَسَقَیتُ اخِرَها بِکأْسِ اوَّلِها [٢].
درباره خلافت بحث میکند که چطور شد خلافت را بعد از عثمان پذیرفتم در صورتی که در چنین شرایطی بعد از اینکه چنین وضعی برای خلافت پیش آمده بود یک موی بدنم راضی نبود که چنین مسئولیتی را بپذیرم؛ و لهذا وقتی به او برای قبول خلافت مراجعه کردند فرمود: دَعونی وَ الْتَمِسوا غَیری فَانّا مُسْتَقْبِلونَ امْراً لَهُ وُجوهٌ وَ الْوانٌ [٣] مرا رها کنید همانطور که اول رها کردید. بروید به کس دیگری پیشنهاد کنید. شما نمیدانید که ما روبروی چه حوادثی هستیم، چه حوادث رنگارنگی در آینده هست.
[١]
. حشر/ ٩.
[٢]. نهجالبلاغه فیضالاسلام، خطبه ٣ (معروف به خطبه شقشقیه)، صفحه ٥٢.[٣]. نهجالبلاغه فیضالاسلام، خطبه ٩١، صفحه ٢٧١.