مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - خطر نفاق در جریانهای فکری و انقلابها
وجود امام هست و افرادی نظیر علی بن ابیطالب علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام باید که این میراث نبوی را حفظ کنند. این حفظ کردن چگونه است؟
ممکن است افرادی این جور خیال کنند، بگویند که پیغمبر مانند آن کسی است که در ابتدا این مسجد را ساخته است. امام کیست؟ امام آن کسی است که بعد از آنکه بنّا رفت حافظ و نگهبان این بناست. اگر حفظ و نگهبانی در همین حد میبود افراد عادی هم حفظ میکردند و کار بسیار مشکلی نبود.
خطر نفاق در جریانهای فکری و انقلابها
در جریانهای فکری، اعتقادی، ایمانی و در انقلابهای الهی و غیر الهی که در دنیا به وجود میآید خطر بزرگ آن خطری است که قرآن از آن به نام نفاق یاد کرده است.
آن جریانی که پیغمبر به وجود آورده است قهراً روحی و حقیقتی دارد و در عین اینکه روحی و حقیقتی و باطنی دارد، ظاهری و شعارهایی و پوستهای هم دارد؛ هم هسته دارد و هم پوسته. تاریخ و طبیعت بشری و تجربهها و آزمایشهای تاریخی نشان میدهد که هرگاه یک جریان صحیح و مفید و خدمتگزارانهای برای بشر به وجود میآید دشمن وقتی که میبیند از مواجهه و رو در روی آن قرار گرفتن نتیجهای نمیبرد به فکر این میافتد که به آن ملحق بشود و خودش را در همان جریان قرار بدهد. ولی در این جریان، پوسته را حفظ میکند هسته را که درون هست خالی میکند و میخورد؛ ظاهر را نگه میدارد باطن را تغییر میدهد به طوری که اکثریت قریب به اتفاق مردم احساس نمیکنند که آن حقیقت از دستشان رفته، چون پوسته و حجم و هیکل محفوظ است روح وجود ندارد. با رنگآمیزی، یک مردهای را به صورت یک زنده نشان میدهند. آنچنان آن را از درون خالی میکنند و از باطن میپوسانند و از بین میبرند که مدتی همینجور به ظاهر دوام پیدا میکند ولی مانند یک گردوی پوچ و بیمغز. وقتی که باطن رفت- چون پوست را هسته نگه میدارد، حیات پوست به هسته آن است و ظاهر را باطن نگه میدارد- بعد از مدتی ظاهر خود به خود از میان میرود.
امام یعنی آن چشم بسیار بینایی که در عمق حوادث نفوذ میکند، به اصطلاح آنچه را که دیگران در آینه نمیتوانند ببینند او در خشت خام میبیند. او میبیند که باطن هست یا نیست، حقیقت هست یا نیست. چقدر تظاهر به جای حقیقت آمده