مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - نمونه ای از انعطاف ناپذیری علی علیه السلام در اجرای دستور الهی
نظریه دوم
فرض دوم این است که بگوییم مسلمین نخواستند نسبت به اسلام متمرد شوند ولی نسبت به این یک دستور پیغمبر جنبه تمرد به خودشان گرفتند؛ این یک دستور به علل و جهات خاصی مثلًا کینههایی که از ناحیه پدرکشتگیها با علی علیه السلام داشتند یا به قول بعضی از اهل تسننِ امروز نمیخواستند که نبوت و خلافت در یک خاندان قرار داشته باشد، تحملش برایشان مشکل بود. یا آنکه آن حالت عدم تساهل و سختگیری و صلابت و انعطافناپذیری علی علیه السلام خودش عاملی است. بعضی از علمای معاصر اهل تسنن این را یکی از علل ذکر کردهاند، گفتهاند حالت صلابت و شدت و انعطافناپذیری علی که به این صفت در میان مسلمین شناخته شده بود موجبی بود که مسلمین- البته آنها به این صورت نمیگویند که نصّ پیغمبر را کنار گذاشتند- چشمشان به طرف علی نمیرفت و میگفتند اگر او روی کار بیاید ملاحظه احدی را نمیکند، چون تاریخ زندگی علی نشان داده بود.
نمونه ای از انعطاف ناپذیری علی علیه السلام در اجرای دستور الهی
در همان حجةالوداع یعنی در چند روز قبل از حادثه غدیر خم علی علیه السلام به امر پیغمبر اکرم مأمور شده بود که به یمن برود برای تعلیمات دادن به تازه مسلمانهای یمن و برای تبلیغ اسلام به یمن. از آن طرف علی از یمن به مکه برمیگشت، پیغمبر اکرم هم از مدینه به مکه آمدند. در مکه به یکدیگر ملحق شدند. علی با سپاهش حرکت میکرد. همراه سپاهش یک مقدار حُلّههای تازه و نو یمنی بود. اینها را علی میآورد برای اینکه خدمت رسول اکرم بدهد. البته بعد تقسیم میشد و در درجه اول به خود همان سربازها میدادند. علی وقتی میخواست بیاید، چند منزل مانده به مکه خودش جلوتر آمد خدمت پیغمبر اکرم تا گزارش کار خودش را بدهد و بعد برگردد میان سپاه و با سپاه با هم بیایند. در این فرصت که علی آمد خدمت پیغمبر اکرم اینها با خودشان فکر کردند حالا که ما وارد مکه میشویم لباسهایمان کثیف و کهنه است، خوب است این حلههای نو را در بیاوریم بپوشیم و با لباس نو وارد مکه بشویم، بالاخره اینها را به ما خواهند داد. همین کار را کردند. وقتی که علی برگشت و دید چنین کاری کردهاند فرمود: چرا چنین کاری کردید؟ چرا در بیتالمال قبل از آنکه در اختیار پیغمبر قرار بگیرد تصرف کردید؟ گفتند: بالاخره پیغمبر اینها را در