مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦ - مثال به اندلس اسلامی
کردن و مشروب رایگان در اختیار مسلمانان قرار دادن. تاکستانها به وجود آوردند برای مشروب و شرابش را وقف [مسلمین] کردند [١].
دختران مسیحی که قهراً از همان وقت بیحجاب بودند و به صورت یک اقلیت زندگی میکردند مأمور شدند روز به روز خودشان را لختتر کنند و کم کم برسند به مینیژوپ مثلا، خودشان را در حد اعلا آرایش کنند و به دلربایی بپردازند. این نقشه یعنی نقشه فاسد کردن انسانها خیلی خوب کار خودش را کرد. تدریجاً جوانان اسلامی به شراب و قمار و مجالس عیاشی و دختربازی و گِرل فرند به اصطلاح امروز و امثال اینها عادت کردند. طولی نکشید که هر جوان مسلمان یک رفیق دختر مسیحی داشت.
در کتابی خواندم که روزی یکی از حاکمان مسلمان در قصر خودش کنار دریایی نشسته بود و داشت خیابان و بازار را تماشا میکرد. یک دختر بسیار زیبای مسیحی- و شاید به قصد دلربایی از شخص حاکم- با طنّازی فوقالعاده از آنجا عبور کرد. او مقداری تماشا کرد، آنچنان فریفته شد که بیاختیار خودش از قصر بیرون دوید، دیگر مجال به غلامها و نوکرها نداد که بروید او را بیاورید، خودش پرید و شخصاً او را بغل زد و آورد داخل قصر. این واقعه گزارش شد به مرکزی که این توطئه را اجرا میکرد. میگویند وقتی به آنجا گزارش شد، آنها از شادی به رقص آمدند، گفتند دیگر ما فاتحیم. (جامعهای که افرادش از نظر اخلاق فاسدند دیگر برایش اراده، حس سلحشوری و غیرت باقی نمیماند، میگوید خوش باش. یک کلمه بیشتر سرش نمیشود: خوش باش. ملتی ساخته شد به نام خوش باش.)
همین که خوب اخلاق مسلمین را فاسد کردند و این ملت را از درون فاسد کردند هجوم آوردند. قتل عامی از مسلمین کردند که گوستاو لوبون که خودش فرانسوی است میگوید چنین فاجعهای دنیا به خودش ندیده است. بر صغیر و کبیر، بر زن و مرد رحم نکردند. با یک قساوتی مسلمین را قتل عام کردند که خدا میداند! (میگویند الآن اسمهای اسپانیاییها اسمهای مسیحی مانند ژاک و ژان است، ده نسل بالاتر میرسد به احمد، محمود، ابوالقاسم؛ همه اجداد اینها مسلماناند.)
آنچنان اختناقی به وجود آوردند که اگر بو میبردند که فردی مسلمان است
[١]. گو اینکه اقلیت مسیحی هم وجود داشت، ولی این نقشهها پشت پرده اجرا میشد.