مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٧ - نظریه اسلام
جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان، به آن نیروهایی که مدبّر جهان و امر پروردگار هستند اعلام کرد که جانشینی از من در حال آفرینش است، فرشتگان که به هر دلیلی بود، یا به دلیل اینکه انسانهایی قبل از این انسان بودند و یا به دلایل دیگر، از یک جنبه وجود انسان آگاهی داشتند، از سرشت حیوانی انسان آگاه بودند و نه بیشتر، همین حرف انسانهای امروز قرن نوزدهم و بیستم را گفتند؛ گفتند: اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ خدایا یعنی چه؟! یک موجود شریر، یک موجود فاسد بالطبع، یک موجودی که جنگ و خونریزی جزء سرشت و طبیعت اوست؟! آیا چنین موجودی میخواهی بیافرینی؟! موجودی خلق کن مثل ما که در سرشتمان هیچ تقاضای حیوانی وجود ندارد، فقط تقاضای معنوی وجود دارد: وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک. چه جوابی به آنها داده شد؟ انّی اعْلَمُ ما لاتَعْلَمونَ [١] شما نمیفهمید.
تعبیر قرآن عجیب است! خدای انسان به معترضین به سرشت انسان، آن روز اینگونه جواب داد: شما نمیفهمید، انسان را نشناختهاید، فقط من میدانم که چه میآفرینم. شما یک طرف سکه را خواندهاید، طرف دیگر سکه را نخواندهاید. شما گرایشهای حیوانی و طبیعی انسان را دیدهاید ولی گرایشهای معنوی و الهی و انسانی او را ندیدهاید، فطرت انسانی را ندیدهاید. من در انسان فطرتی قرار دادم که به موجب آن به حسب طبع و میل خودش، فارغ از هرگونه ایدئولوژی، این اقتضاء یعنی گرایش به تعالی در ذات و سرشت اوست. ایدئولوژیای که من برای انسان میآورم ایدئولوژیای است که یک رکنش بر اساس این گرایش فطری و طبیعی است. من در سرشت این انسان، ماده و بذر حقطلبی و حقجویی و حقیقتجویی و عدالتخواهی و آزادیخواهی و ... را گذاشتهام؛ همهاش که خودخواهی، حیوانیت و منافع طبقاتی نیست، همهاش که ظلم و زور نیست؛ موجودی است مرکب از نور و ظلمت، و همین ترکیبش از این دو حقیقت او را از هر موجودی بالاتر برده است، از شما فرشتگان گرفته تا مادون شما.
مگر یک ایدئولوژی که به قول آنها فقط منافع گروه را در نظر گرفته است میتواند انسان را رهبری کند؟ و یا یک ایدئولوژی که صرفاً فکر است و فلسفه و
[١]. بقره/ ٣٠.