مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢ - خطابه های حسینی
آب سیراب گردید. فَانَّ الْحَیاةَ فی مَوْتِکمْ قاهِرینَ وَ الْمَوْتَ فی حَیاتِکمْ مَقْهورینَ [١] زندگی در این است که بمیرید اما غالب و قاهر و پیروز، و مردن در این است که زنده باشید اما مقهور و مغلوب و توسریخور.
این چهار جمله غیرتها و حمیتها را به حرکت آورد. طولی نکشید که یاران معاویه به شدت به عقب رانده شدند.
یکی دو جمله از خطابههای فرزند عزیز علی، حسین بن علی علیه السلام نیز به عنوان نمونه ذکر میکنم. ما هرچند فعلًا خطابه جمعه نداریم ولی از برکت وجود حسین علیه السلام خطابهها و منبرها دایر است. در سایر کشورهای اسلامی هم خطابه هست اما در کشور ما خطابههای دینی روی پایه عزاداری حسین بن علی علیه السلام است.
خطابه های حسینی
اباعبداللَّه علیه السلام نمونه پدر بزرگوارش بود در هر جهت، از آن جمله در خطابه. برای اباعبداللَّه فرصتی پیش نیامد. آن اندازه از فرصت کم هم که برای امیرالمؤمنین در دوره خلافت پیش آمد برای اباعبداللَّه پیش نیامد. فرصتی که برای اباعبداللَّه پیش آمد همان سفر کوتاه بود از مکه تا کربلا و در آن مدتِ هشت روزی که در کربلا بود.
جوهر حسین بن علی در این مدت کوتاه نمایان شد. خطابههایی هم که از آن حضرت باقی ماند بیشتر در همین مدت انشاء شده است. خطابههای حسین بن علی نمونهای است از خطابههای پدرش علی. همان روح و همان معانی در اینها موج میزند.
خود علی فرمود: زبان، آلت و ابزاری است برای روح. اگر معانی به طرف زبان سرازیر نشود از زبان چه کاری برمیآید، و اگر هم معنی در روح موج بزند زبان نمیتواند جلویش را بگیرد. فرمود: وَ انّا لَامَراءُ الْکلامِ وَ فینا تَنَشَّبَتْ عُروقُهُ وَ عَلَینا تَهَدَّلَتْ غُصونُهُ [٢] امیر سخن، ماییم؛ ریشههای سخن یعنی معانی و مطالب در زمین وجود ما دویده است و شاخههای سخن بر سر ما سایه افکنده است.
[١]
. نهجالبلاغه، خطبه ٥١، و در آنجا چنین است: فَالْمَوْتُ ... وَ الْحَیاةُ ...
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٣١.