مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - اقدامات معاویه برای اسلام زدایی
عنوان یک خویشاوند و به عنوان نزدیکترین افراد به عثمان حالا باید خون عثمان را مطالبه میکرد! قتله عثمان هم دور و بر علی را گرفتهاند؛ گفت: قتله عثمان را تحویل بده. خود علی را میخواهد، ولی به نام قتله عثمان میخواهد علی را تضعیف کند.
عجیب این است که تاریخ نشان میدهد تا روزی که علی علیه السلام زنده بود معاویه همواره صحبت از قتله عثمان میکرد؛ وقتی که علی شهید میشود دیگر مصلحت سیاست بنیامیه اقتضا نمیکند این مسئله دنبال شود. همان قتله عثمانی که جنگ صفین را به خاطر آنها بپا کرده بود، چهارده ماه جنگیدند و دهها هزار نفر به خاطر مطالبه خون عثمان و تعقیب قتله عثمان کشته شدند، حالا که علی- که موضوع اصلی قضیه است و همه چیز بهانه است- از بین رفت یکدفعه معاویه سکوت کرد و اسم قتله عثمان را نبرد و نگفت اکنون که قدرت ما میرسد، محکمه تشکیل بدهیم تا روشن شود چه کسانی قاتل عثمان بودند. دیگر یک کلمه حرف نزد. و این مردم نتوانستند احساس کنند اینهمه خونها ریخته شد برای مطالبه قتله عثمان، حالا که کار به دست توست چرا اینها را مجازات نمیکنی؟! میگفت فعلًا مصلحت اسلام اقتضا نمیکند.
عامل روحانیت را- یعنی گروهی از صحابه پیغمبر که درک صحبت پیغمبر را کرده بودند و احترام معنوی و روحانی در میان مردم داشتند- استخدام کرد؛ پولها خرج بعضی از اینها- آنهایی که اسیر و شیفته مال دنیا بودند- کرد و اینها شروع کردند به جعل کردن حدیث از پیغمبر، در هر جهتی که معاویه دلش میخواست.
کارخانه حدیثسازی و جعل حدیث ایجاد کرد. آن مرد لئیم آمد گفت که من خودم از پیغمبر شنیدم که آیه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» [١] (بعضی از افراد مردم جانشان را در راه خدا فدا کردند) در حق عبدالرحمن ابن ملجم نازل شده است!
آن کسی که معاویه از همه بیشتر از او میترسید، حتی بعد از شهادتش هم از او میترسید، یعنی از خاطره او هم میترسید، علی علیه السلام بود، چون فهمید که علی با کشته شدن از بین نرفت، بعد از آنکه کشته شد به صورت یک نیرو در جامعه اسلامی
[١]. بقره/ ٢٠٧.