مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٥ - نظریه اگزیستانسیالیسم
میکنم این نقره نمیشود. چوب چوب است، واقعیتش که عوض نمیشود. مگر انسان میتواند چنین بکند؟!
پس اعطای ارزش، آفریدن ارزش به معنی واقعیت عینی دادن اصلًا معنی ندارد. بله، ارزش به معنی واقعیت اعتباری دادن معنی دارد. یعنی چه؟ یعنی من اعتبار میکنم، فرض میکنم یک چیزی را که چیز دیگری است [١]. انسان از امور اعتباری و قراردادی فقط به عنوان یک وسیله میتواند استفاده کند. مثلًا فرض کنید فردی از کشور دیگری به ایران آمده است. ما میتوانیم به او طبق قرارداد اعطای ایرانیت بکنیم و شناسنامه ایرانی به او بدهیم، یعنی به حسب قرارداد او را جزء خودمان قرار بدهیم و از تمام حقوقی که مردم کشورمان دارند بهرهمند کنیم. اینطور قرارداد یک وسیله است، امر اعتباری است، فقط همینقدر ارزش دارد که میتواند وسیله برای یک امر عینی قرار بگیرد. ولی امر اعتباری نمیتواند برای انسانی که آن را اعتبار و فرض کرده هدف واقع شود. مثل این است که یک انسان، چه زن و چه مرد، میخواهد همسرش زیبا باشد، حالا یک همسر زشتی دارد ولی بگوید من اعتبار کردم که تو زیبا هستی، بعد هم او را مانند یک زیبا دوست داشته باشد؛ چنین چیزی نمیشود. این مثل کار بتپرستهاست که بت را خلق میکردند و بعد میپرستیدند. قرآن میگوید: ای بشر! تو چطور چیزی را که خودت خلق کردهای، خودت تراشیدهای هدف قرار میدهی؟! اتَعْبُدونَ ما تَنْحِتونَ [٢] (معبود یعنی هدف).
هدف انسان باید در ماوراء فرض و اعتبار انسان واقعیت داشته باشد. انسان که نمیتواند برای خودش یک چیزی را فرض کند که هدف است، بعد هم آن با فرض او بشود هدف واقعی. ارزش امر اعتباری فقط در حدود وسیله واقع شدن و وسیله قرار گرفتن است و لهذا این مسئله موهومی که انسان خالق ارزشهای خودش است، از موهومترین موهومات است. مگر میشود انسان یک چیزی را فرض کند و بعد آن را هدف قرار بدهد؟!
مرحوم سید محمّد باقر حجةالاسلام که در اصفهان بوده و مسجد سید به نام اوست، عالمی بسیار باتقوا و مردی بود معتقد به اینکه مجتهد و حاکم شرع باید
[١]. در مقاله ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم، علامه طباطبایی عالیترین بحثها را در زمینهمعنی امور اعتباری مطرح کردهاند که در هیچ یک از فلسفههای شرق و غرب مطرح نشده است.[٢]. صافّات/ ٩٥.