مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - اقدامات معاویه برای اسلام زدایی
ظاهر شد حتی قویتر از زمان حیاتش؛ یعنی مردم در زمان حیاتش قدرش را ندانستند ولی حالا دارند قدردان علی میشوند. خود علی هم فرمود تا من زنده هستم شما قدر من را نخواهید دانست ولی بعد از اینکه من رفتم آن وقت آرزوی مرا خواهید کرد. این لعین ازل و ابد سبّ علی علیه السلام را [رایج کرد] برای اینکه خاطره علی از ذهنها محو بشود بلکه تبدیل به یک خاطره بد گردد؛ چون نام علی را که نمیشود فراموشاند، پس به صورت معکوسی در اذهان درآید؛ گفت ما به این نسل کار نداریم، من باید کاری بکنم که نسلهای آینده یکپارچه علی را به عنوان دشمن درجه اول اسلام دشمن بدارد. دستور داد در هر نماز جمعهای قربةً الی اللَّه علی بن ابیطالب را در بالای منبرها حتی در مسجد پیغمبر و روی منبر پیغمبر دشنام بدهند و لعن کنند.
کار دیگری که کرد، کار زشت پلید و ناجوانمردانه مسموم کردن بود که در اسلام به هیچ وجه معنی ندارد. او به این کار در دنیای اسلام معروف است.
دشمنانش را، آنهایی که راه دیگری پیدا نمیکرد، از راه مسموم کردن از بین میبرد.
یکی از شهدای این راه امام حسن مجتبی علیه السلام بود، و عدهای دیگر از فرزندان و دوستانش که به او خدمت کرده بودند. حتی سعد بن ابیوقاص را نوشتهاند که معاویه مسموم کرد. همچنین عبدالرحمن بن خالد ولید. خالد ولید، آن سردار معروف، پسری دارد به نام عبدالرحمن که داعیه خلافت به سرش بود و بعد معاویه روی روشی که ایجاد کرده بود گفت این هم به اصطلاح کلهاش بوی قرمهسبزی میدهد؛ او را مسموم کرد و از بین برد. مالک اشتر نخعی در حالی که از کوفه به طرف مصر میرفت معاویه جاسوسهایش را مأمور کرد رفتند در یکی از منازل بین راه به عنوان یک میزبان او را پذیرایی کردند و با یک عسل مسموم مالک را از بین برد.
کار زشت سر دشمن را به نیزه کردن، قساوتی که فقط عرب جاهلیت آن را میپسندید، این سنت سیئه را در دنیای اسلام این مرد دومرتبه عملی کرد. جناب عمرو بن حَمَق خُزاعی از اصحاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام را کشت و سر مقدسش را بالای نیزهها کرد و بعد از آن هم یزید درباره امام حسین چنین کاری کرد.
و از همه بالاتر، آن سیاست اصلی بنیامیه را او اجرا کرد. مورخین این مطلب را نوشتهاند که ابوسفیان در روزی که عثمان خلیفه شد پیرمرد و نابینا بود؛ در مجلسی گفت آیا در اینجا غیرخودمانی هم کسی هست یا نیست؟ یک نفر گفت