درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - حل اشکال در حرکت کمّی
نوع دیگر حرکت کمّی، نموی است که در نباتات و حیوانات به وسیله تغذیه صورت میگیرد. به عقیده قدما کار قوه غاذیه این است که یک ماده خارجی را میگیرد و آن را آماده میکند تا نبات یا حیوان از آن استفاده کند. این استفاده نه به این شکل است که این ماده غذایی به گیاه یا حیوان ضمیمه میشود، بلکه این ماده واقعاً به ماده دیگری تبدیل میشود به این نحو که صورت ماده غذایی تغییر میکند و صورت نبات یا حیوان را به خود میپذیرد. پس اینطور نیست که بدون اینکه ماده از خارج بیاید نبات یا حیوان، بزرگ یا کوچک شود (این تخلخل و تکاثف است) و نیز اینطور نیست که ماده خارجی با حفظ صورتش ضمیمه این شیء شود، بلکه در طی عمل جذب، ماده غذایی صورت خودش را رها میکند و صورت آن نبات یا حیوان را به خود میگیرد و مجموعاً متصل واحد میشود. این معنی تغذیه در نبات و حیوان از نظر قدماست.
حکما امثال بوعلی، هم در تفسیر رشد و نمو و هم در تفسیر تخلخل و تکاثف دچار اشکال شدهاند. البته مرحوم آخوند در اینجا فقط رشد نبات و حیوان را مورد بحث قرار میدهد و بحث درباره تخلخل و تکاثف در فصل بعد خواهد آمد. ما هم فعلًا فقط درباره این نوع حرکت کمّی بحث میکنیم. این را هم قبلًا توضیح دادیم که چرا این اشکال در مورد اعراض دیگر مثل کیف پیش نمیآید. کیف یک عرض محمول بالضمیمه است و واقعاً منضم به جوهر میشود، ولی کمیت، عین خود جسم است و فرق بین کم و جسم طبیعی یک فرق اعتباری و تحلیلی است. پس وقتی میگوییم در حرکت کمّی کمّ تغییر کرده است، در واقع خود حقیقت جسم تغییر کردهو نوعی حرکت در ذات و جوهر جسم صورت گرفته است و خود جوهر جسم است که عوض شده است. پس موضوع ثابت در اینجا چیست؟.
شیخ در جواب این اشکال درمانده است و در جواب سؤال شاگرد خود فقط شقوق و احتمالاتی ذکر کرده است: آیا در باب حرکت در کمّ، اساساً قائل به موضوع ثابت بشویم یا نشویم؟ اگر قائل به موضوع ثابت نشویم، آنوقت باید از این مطلب که در هر حرکتی موضوع از نوعی از مافیه الحرکه به نوع دیگر خارج میشود و در مراتب حرکت، انواع متمیزند و حافظ وحدت، موضوع است دست برداریم. ناچار باید بگوییم که اعداد
این امکان وجود دارد که زمین بسیار بزرگتر از آنچه هست بشود یعنی این را در ذات خودش میپذیرد. قدما این را میگفتند «تخلخل و تکاثف» و آن را یک نوع حرکت کمّی به حساب میآوردند.