درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - خلاصه پاسخ
متحرک و حرکت یکی است و همان علت متحرک، علت حرکت هم هست.
بنابراین رابطه حرکت ذاتی و متحرک مثل رابطه بیاض و جسم نیست که به نحو لحوق خارجی است بلکه این لحوق، لحوق تحلیلی است که در خارج لاحق و ملحوقی نیست و این ذهن است که لاحق و ملحوق را اعتبار میکند. نسبت حرکت که از حاقّ وجود متحرک انتزاع میشود به متحرک، مثل نسبت وحدت است به وجود شیء. وقتی میگویید «این شیء واحد است» وحدت مفهوماً غیر از مفهوم این شیء است و حتی غیر از مفهوم وجود این شیء است. «این شیء موجود است» با «این شیء واحد است» مفهوماً یکی نیست، ولی آیا این شیء، اول در خارج موجود میشود و بعد وحدت مانند یک امر خارجی ملحق به وجود شیء میشود همانطور که بیاض به جسم ملحق میشود، یا وحدت از حاقّ وجود شیء انتزاع میشود؟ دومی درست است. در اینجا هم سخن این است که حرکت از حاقّ ذات متحرک انتزاع میشود و یک امر الحاقی در خارج نیست، امری که وجودش غیر از وجود متحرک باشد تا احتیاج به علت داشته باشد [١].
خلاصه پاسخ
پس بهطور خلاصه وقتی بحث روی متغیر میآید، مستشکل نمیگوید که تغیر علت میخواهد، تا گفته شود در اینجا چون تغیر ذاتی است علت نمیخواهد، بلکه او سراغ متغیر بالذات میرود. در پاسخ، مرحوم آخوند میگوید نحوه وجود متغیربالذات سیلانی است، نه اینکه در اینجا «وجودی» است و «سیلانی»، بلکه وجود عین سیلان است و لذا در اینجا علت، دیگر مفیض تغیر نیست بلکه مفیض اصل وجود این شیء است که تغیر از آن انتزاع میشود. به عبارت دیگر، علت، متغیر را تغییر نمیدهد بلکه متغیر را ایجاد میکند، علت، ذاتی را ایجاد میکند که تغیر از آن ذات انتزاع میشود نه اینکه شیئی را متغیر میکند و همه حرفها اینجاست. یک وقت ما علتی داریم که کارش ایجاد حرکت
[١]. سؤال: وقتی یک امر، انتزاعی است آیا در خارج تحقق دارد یا ندارد؟.
استاد: تحققش عین تحقق منشأ انتزاع است. معنای امر انتزاعی این است که تحقق آن با تحقق منشأ انتزاع دوتا نیست، نه اینکه امر انتزاعی یک تحقق دارد و منشأ انتزاع تحقق دیگری. در آنِ واحد منشأ انتزاع، هم مصداق این است و هم مصداق آن، و این تحلیلها کار عقل است که مفاهیم متعددی را از واحد بماهو واحد انتزاع میکند.
سؤال: اگر حرکت مفهومی است که انتزاع میشود، پس حرکت میشود از سنخ ماهیت نه وجود.
استاد: مفهوم غیر از ماهیت است. هر مفهومی را ماهیت نمیگویند.