درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧ - نتیجه گیری
نتیجه گیری
پس در جعل تألیفی یک «مجعول» داریم و یک «مجعولٌ له»، که «مجعول له» قطع نظر از جعل، تحقق و تعینی دارد ولی در جعل بسیط مجعول و «مجعول له» نداریم؛فقط جعل ذات شیء است، جعل وجود شیء است. این شبیه همان حرفی است که [در علم نحو] در مورد جعل متعدّی به واحد و جعل متعدّی به اثنین میگوییم. در قرآن هم جعل به دو صورت آمده است: جعل در آیه شریفه «الحمد للَّه الّذی خلق السّموات و الارض و جعل الظلمات و النّور» [١] جعل بسیط است: ظلمتها را جعل کرده است و نور را جعل یعنی خلق کرده است. اما در جای دیگر میفرماید:«هو الّذی جعلکم خلائف فی الارض» [٢]، این «جعلکم خلائف» جعل تألیفی است غیر از «جعَلکم» است و غیر از «جعَل الخلافة» است. در «جعلکم خلائف» «کم» (شما) موضوع است. وقتی جعل، جعل تألیفی است موضوع از مجعول جداست، زیرا موضوع «مجعول له» است. اگر جعل، جعل بسیط باشد تفاوت میان موضوع و مجعول، تفاوت اعتباری و ذهنی میشود، فرق تحلیلی میشود. مثلًا میگوییم: «اللَّه خلق الانسان»، نه «خلق هذا الشیء انساناً». در مورد نطفه یا علقه که میفرماید:«ثم
ثم یجعل هذا الوجود مضافاً لغیره»؛ یعنی ابتدا وجود قیام را جعل میکند و در مرتبه بعد، رابطه و اضافه میان زید و قیام را برقرار میکند که آنها که قائل به صیرورت بودند تقریباً چنین حرفی میزدند.
هیچ کدام از این دو صورت درست نیست. «وجود لنفسه» قیام عین «وجود لغیره» آن است و آن اضافهای که در اینجا هست مقوم وجود است. چنین نیست که این وجود دو وجود باشد یک «وجود لنفسه» و یک «وجود لغیره». همچنین اینطور نیست که یک وجود باشد ولی اضافه، زائد بر وجود باشد؛ اصلًا نحوه وجود، نحوه وجود تعلقی است. بنابراین اگر ما جعل قیام را «جعل بسیط» بنامیم به حسب اعتبار است نه اینکه در اینجا واقعاً دو چیز داشته باشیم، یعنی اینچنین نیست که جعل قیام مستقل از «جعل زیدٍ قائماً» باشد.
سؤال: به هرحال بعد از جعل، یک زیدی است و یک قیامی.
استاد: ما که نگفتیم وجود قیام عین وجود زید است، گفتیم «وجود القیام لنفسه عین وجوده لزید».
وجود زید یک ماهیت دارد، وجود قیام ماهیت دیگری دارد، ولی همین ماهیت قیام، وجودش وجود تعلقی است.
سؤال: پس جعلِ وجودِ تعلقی شد که میشود جعل بسیط.
استاد: شما که میگویید جعلِ وجود تعلقی، خیال کردهاید تعلق زائد بر وجود است در حالی که اینطور نیست. در اینجا وجود ناعت یعنی جعل الصفة است. «جعل الصفة بما انها صفةٌ» با «جعل هذا الموصوف متصفاً بهذه الصفة» یکی است. این را جعل تألیفی میگوییم.
(١). انعام/ ١.
(٢). فاطر/ ٣٩.