درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - فصل ٢٢
ذاته باقیة کما کانت فلایکون التبدل فی ذات السواد بل فی صفاته- و صفاته غیر ذاته و قد فرضنا التبدل فی ذاته هذا خلف [١]. و إن لم یبق ذاته عند الاشتداد فهو لم یشتد بل عدم و حدث سواد آخر و هذا لیس بحرکة. فعلم أنّ موضوع هذه الحرکة محل السواد لانفسه، و الاشتداد یخرجه من نوع إلی نوع أو من صنف إلی صنف، فله فی کل نوع آخر أو صنف آخر.
و کذا الحرکة فی المقدار [٢] فإنّ الشیء إذا تزاید مقداره فإمّا أن یکون هناک مقدار واحد باق فی جمیع زمان الحرکة أو لایکون. فإن کان فالزیادة إما أن تداخَلُه [٣] أو تنضم إلیه من خارج. الأول باطل لاستحالة التداخل و لأنّه علی فرض ذلک لم یزد المقدار علی ما کان و کلامنا فیه، و الثانی أیضاً باطل لأنّ ذلک کاتصال خط بخط مازاد شیء منهما و لا المجموع علی ما کان أولًا و إن کان المقدار الأول لایبقی عند الزیادة فلا یکون هو موضوع بل محله أعنی الهیولی فقط أو مع مقدارمّا علی العموم [٤] کما هو التحقیق عندنا، فهناک مقادیر متعاظمة متتالیة علی الجسم بلا نهایة بالقوّة.
واعلم أنّ الإمام الرازی لمّا نظر فی قولهم «إنّ التسود یخرج سواداً من نوعه» زعم أنّ معناه أنّه یخرجه إلی غیرالسواد [٥]، و لأجل ذلک قال فی بعض تصانیفه: «إنّ اشتداد السواد یخرجه من نوعه و یکون للموضوع فی کلّ آن کیفیة بسیطة واحدة، لکن الناس یسمون جمیع الحدود المقاربة من السواد سواداً و جمیعَ الحدود المقاربة من البیاض
[١]. اینجا بود که گفتیم شق دیگری میتوان فرض کرد و آن این است که «بقیت بعینها و حدث فیها أمر (لاصفة) حادث». آن امر حادث، صفت نیست بلکه عین ذات امر باقی است. اگر سؤال شود مگر ممکن است که ذات، هم باقی باشد و هم حادث شود (که همان اشتداد در ذات است)، میگوییم اگر مقصود از ذات، ماهیت است چنین چیزی محال است ولی اگر مقصود از ذات، وجود باشد چنین چیزی ممکن است و چه مانعی دارد؟
این عین همان حرفی است که در باب حرکت در جوهر خواهد آمد.
[٢]. در بحث فعلی این مثال ضرورتی نداشت و مرحوم آخوند آن را از آن جهت ذکر میکند که میخواهد با فخر رازی معارضه کند، که بحث آن میآید.[٣]. تداخل محال است مانند اینکه مقداری به اندازه یک متر داشته باشیم و یک متر دیگری عین همان یک متر اول بشود. ضمناً باید آن را به صورت «تداخَلُه» خواند که در اصل «تتداخله» بوده است.[٤]. مقدار خصوصیتی دارد که آن را از سایر اعراض متمایز میکند و لذا میگویند موضوع حرکت مقداری جسم نیست بلکه «جسم همراه مقدارٌ مّا» است که [در فصل ٢٤] توضیح آن خواهد آمد.[٥]. در صورتی که معنای آن این است که «یخرجه من سواد الی سواد» یعنی «من سواد جنسی الی سواد جنسی».