درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - فصل ٢٢
بیاضاً، و السواد المطلق فی الحقیقة واحد و هو طرف خفی، و البیاض کذلک و المتوسط کالممتزج لکن یعرض لما یقرب من أحد الطرفین أن ینسب إلیه، و الحس لایمیز فیظن أنها نوع واحد»، انتهی ما ذکره. و قد صوّبه بقوله «هذا کله حقّ و صواب، لکن یجب طرد القول به فی الحرکة المقداریة».
أقول: فساده ممّا لایخفی علی من له اطلاع علی هذه المباحث، و لست أدری أی حدّ من حدود السواد سواد عنده و البواقی کلّها غیرسواد، مع أنّ کل واحد من تلک الحدود یوجد بالفعل عند الثبات و السکون و إذا لم یکن سواد فأی شیء کان؟.
ثمّ اعترض علی قولهم: «إنّ للمتحرک فی المقدار فی کل آن مقداراً آخر بحیث لایوجد مقدار واحد منهما فی زمانین و إلّالم تکن الحرکة فیه» بأنّه یلزم علیهم القول بتتالی الآنات. قال: «و الّذی وجدنا فی التعلیقات جواباً عن ذلک من أنّ تلک الأنواع بالقوّة، فیه نظر لأنّ الأنواع إن لم یکن لها وجود فی الخارج لم یکن لحرکة الجسم فی کیفیة واحدة وجود فی الخارج؛ فالجسم لایکون متحرکاً بل یکون ممکناً أن یتحرک و إن کانت موجودة بالفعل، و قد دل الدلیل علی تخالفها بالنوع و أنّ کلا منها لا یوجد فی غیر آن و هی متتالیة لا یتخلّلها زمان یلزم ما ذکرناه [١]، و الّتی هذا شأنها کیف یقال إنّ وجودها بالقوّة. بل هذا الشک یستدعی حلا أصفی و أشفی من هذا الکلام و سیکون لنا إلیه عود عنقریب» انتهی.
أقول: إنّ الموجود من السواد مثلًا فی أثناء الحرکة أمر وحدانی متوسط بین الحدود و ذلک مستمر [٢]، و له فرد زمانی متصل تدریجی منطبق علی زمان الحرکة، و لها أفراد آنیة وجودها بالقوة القریبة من الفعل و الوجود [٣] و قد علمت أنّه متقدم علی الماهیه
[١]. یعنی «تتالی آنات» که حکما آن را محال میدانند.[٢]. اشاره به حرکت توسطی است.[٣]. قبلًا گفتیم که برخی قائلند که حرکت توسطی و حرکت قطعی هردو در خارج موجودند و کلام مرحوم آخوند در اینجا به نحوی است که نشان میدهد همین نظریه را پذیرفته است. میگوید: در اثنای حرکت، سواد یا مقدار، فرد وحدانی بسیطی دارد که در همه مراتب زمان مستمر است و نیز یک فرد زمانی دارد که منطبق بر زمان است و هیچ کدام از این فرد وحدانی و زمانی ماهیت ندارند. ولی برای آن شیء، افراد آنی غیرمتناهی اعتبار میشود و در حرکت اشتدادی انواع آنی غیرمتناهی اعتبار میشود.
پس اینکه شما گفتید که آیا وقتی شیء در مقدار حرکت میکند آیا این مقادیر وجود دارد یا ندارد، پاسخ آن این است که مقدار به معنای یک امر وحدانی مستمر وجود دارد بدون اینکه حدی داشته باشد و باز به صورت یک امر زمانی منطبق بر زمان وجود دارد بدون اینکه برای آن حدی اعتبار شود ولی در همان حال برای همه مراتب، امکان اینکه حدّی اعتبار کنیم هست که به آنها «افراد آنیه» میگوییم. پس افراد آنیه همانهایی است که برایشان ماهیت اعتبار میشود.