درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - فصل ١٩
الجسمانیة و سائر أعراضها [١] فلکیة کانت أو عنصریة [٢]. فما ذکر فی الفصل السابق من أنّ موضوع الحرکة لابدّ و أن یکون أمراً ثابت الذات صحیح إذا عنی بموضوع الحرکة موضوعها بحسب الماهیة [٣] لأنّ موضوع التجدد یکون التجدد عارضاً له، فهو بحسب ذاته و ماهیته غیرمتجدد، أو عنی به موضوع الحرکات الغیر اللازمة فی الوجود [٤]
[١]. از کلمه «سائر اعراضها» آقای طباطبایی خواستهاند چنین استفاده کنند که چون یک معنای «سائر» جمیع است، معلوم میشود که جمیع اعراض در حرکتند. این به ظاهر منافی است با بحثهایی که مرحوم آخوند در آینده مطرح خواهد کرد که حرکت فقط در پنج مقوله واقع میشود (جوهر، کم، کیف، أین و وضع) ولی در پنج مقوله دیگر (أن یفعل، أن ینفعل، متی، اضافه و جده) حرکت واقع نمیشود.
آیا این دو نظر با یکدیگر منافات دارند؟ آقای طباطبایی مبنایی در اینجا دارند که از مختصات ایشان است و بحث عالی و لطیف و خوبی هم هست و کلًا ایشان یک سلسله نظرات ابتکاری در باب حرکت دارند. ایشان معتقدند که اعراض به تبع جوهر همیشه در حرکتند. به عنوان مثال جسم حتی در وقتی که در مکان ساکن است، در مکان در حرکت است. یا این جسم که الآن سفید است در سفیدیاش در حال حرکت است. اینکه میبینیم جسم دارد حرکت میکند و یا سفیدی آن در حال تغییر است از باب «حرکت در حرکت» است. ایشان از باب حسن ظن میگویند این سخن مرحوم آخوند در اینجا که جوهر در جمیع اعراض خود حرکت میکند اشاره به همان مبنایی است که ما داریم و مرحوم آخوند در اینجا قبول کرده که حرکت اختصاص به پنج مقوله (جوهر و چهار مقوله عرضی معروف) ندارد.
البته در اینجا فقط اشارهای در کلام مرحوم آخوند است و اگر ایشان به این مبنا معتقد بود باید [تغییری] در حرفهایی که بعد میآید میداد. [توضیح نظریه مرحوم علامه طباطبایی در اواخر جلسه بیست وهفتم آمده است.].
[نوار نامفهوم است.]
[٢]. این یکی از نتایجی است که مرحوم آخوند از حرکت جوهری میگیرد. دیگران که قائل به کون و فساد بودند میگفتند صورتها، نفوس و نیز اعراض، حادثند ولی قائل بودند که ماده حادث نیست و همچنین اجسام فلکی و نفوس فلکی حادث نیستند چون کون و فسادی در آنها نیست. اما بنا بر مسلک مرحوم آخوند اصلًا در عالم طبیعت، اعم از فلکی و عنصری، هیچ امر ثابتی نداریم. حتی مرحوم آخوند در اینجا تعبیر میکند که جوهر و جمیع اعراضش در حرکت است. در عالم دست روی هیچ چیزی نمیتوان گذاشت که ثابت باشد. از ماده جوهری تا صور جسمیه، صور نوعیه، نفوس انسانی، نفوس فلکی و حتی اجسام فلکی که به نظر ما ثابت میآیند همه در حرکتند یعنی دائماً در حال تجدد و حدوث هستند. پس دیگر قدیم زمانی نداریم. هرچه داریم نه تنها حادث است بلکه عین حدوث است. این تنها اشارهای است که مرحوم آخوند در اینجا میکنند و بعد در جاهای دیگر از جمله الهیات بالمعنی الاخص مفصلًا در این باره بحث میکنند.[٣]. چنان که گفتیم، این «إذا» یی است که هیچ کس نگفته است.[٤]. آقای طباطبایی در مورد عبارت «الحرکات الغیراللازمة فی الوجود» میگویند این عبارت «مفهوم» دارد: معلوم میشود که حرکات عرضیای داریم که از جوهر قابل انفکاک نیستند. پس برخی حرکات