درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - حل اشکال در حرکت کمّی
مافیه الحرکه با یکدیگر اختلاف دارند. در این صورت نمیتوانیم بگوییم این اعداد بالقوه هستند زیرا اگر اعداد بالقوه باشند باید موضوعی داشته باشیم که در این مراتب حرکت کند. وقتی موضوعی در کار نیست این مراتب کمیت باید بالفعل باشند. از طرف دیگر چون حرکت مثل هر امر ممتد دیگری تا بی نهایت قابل انقسام است اگر این اعداد بالفعل باشند لازم میآید غیرمتناهی محصور بین حاصرین واقع شود. پس نمیتوانیم بگوییم در حرکت کمّی موضوع ثابت نداریم.
ممکن است بگوییم موضوع در اینجا به تعبیر من مثل آن چیزی است که در مورد اجزای اصلی در معاد میگویند؛ یک جزء اصلی باقی میماند و باقی اجزاء جذب اشیاء دیگر میشود. چه بسا وقتی نبات حرکت میکند یکی از عناصرش ثابت میماند و تغیر در سایر عناصر روی میدهد. شیخ میگوید این یک تحکم است. چه فرقی بین یک عنصر مثل خاک و عنصر دیگر مثل آب هست که شما میگویید یک عنصر ثابت است و عناصر دیگر تغییر میکنند؟.
بعد میگوید بیایید بحث را روی صورت ببریم و در باب نبات بگوییم آن امر ثابت نفس نباتی است و وقتی نبات تغذیه میکند مواد آن تغییر میکند. پس صورت، ثابت و مواد متکثر است. صورت در ابتدا حالّ در مقدار خاصی از ماده است و بعد که به سبب تغذیه، مقداری ماده افزوده میشود این نفس نباتی، صورت ماده دیگر هم هست. شیخ میگوید این هم امر معقولی نیست. هر صورتی حالّ در ماده خاص خودش است و هر مادهای اختصاص به صورتی خاص دارد. امکان ندارد که صورتی متعین در مادهای باشد و بعد بال خودش را روی یک مقدار دیگری از ماده گسترش دهد.احتمال دیگری که شیخ میدهد این است که صورت که همان نفس نباتی است قائم به مقداری از ماده است که از ابتدا وجود داشته است و باقی موادی که اضافه میشود زوائدی هستند که متعلق این صورت یا نفس نیستند. مثلًا در مورد نبات بگوییم که هر نباتی یک بذر اولیه دارد که به تدریج رشد میکند و صورتی که محفوظ است، از اول به مقداری از ماده تعلق دارد. بعد اگرچه مواد دیگری به سبب تغذیه پیدا میشود ولی این مواد بیگانه هستند. ماده این صورت همان اولی است و بس. بعد خود شیخ میگوید این احتمال هم صحیح نیست زیرا موادی که وارد میشوند با مواد قبلی تفاوتی ندارند و هر دو بر ابعاد نبات میافزایند. بعد شیخ احتمالات دیگری را مطرح میکند- که بعد، از روی متن میخوانیم- و در آخر هم یک نظر قطعی ارائه نمیدهد.