درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - دو معنای اشتداد
پنجاه تومان جمع کند. طبق این تحلیل، هر جا که اشتداد یا تکامل هست علتش این است که فعلیت قبلی باقی میماند و فعلیت بعدی به آن ضمیمه میشود.
گفتیم که این با اصل حرکت قطعیه جور درنمی آید. لازمه اصل حرکت واقعی در طبیعت- که هراکلیت هم به آن اشاره میکند- این است که هیچ چیزی از ماده و طبیعت در دو آن باقی نیست و بنابراین معنی ندارد که فعلیتها ذخیره شود. پس چرا اشتداد پیدا میشود؟ چنانکه گفتیم در اشتداد، مرتبه فعلیتی که در این آن پیدا میشود در همین آن معدوم میشود، ولی همیشه هر فعلیتی استعداد یک فعلیت کاملتر را دارد. آن فعلیتی که بعد پیدا میشود از فعلیت قبلی اکمل است نه اینکه آن فعلیت قبلی باقی میماند و چیزی روی آن انباشته میشود.
در اشتداد به این معنا تنقص هم فرض دارد؛ یعنی همانطور که هر فعلیتی میتواند حامل استعداد فعلیتی برابر خود باشد و نیز هر فعلیتی میتواند حامل استعداد فعلیتی اشد از خود باشد، همچنین هر فعلیتی میتواند حامل استعداد فعلیتی اضعف از خودش باشد. پس تنقص هم فرض دارد.
بنابراین، بیان آقای طباطبایی راجع به اشتداد به معنایی که ایشان ذکر کردند درست است ولی ما غیر از اشتداد به معنای رابطه میان بالقوه و بالفعل، اشتداد به معنای رابطه میان دو امر بالفعل هم داریم. حرکت أینی اشتداد به معنی اول را دارد چون قوه هر مرتبهای نسبت به فعلیت بعدی اضعف است ولی اشتداد به معنای دوم را ندارد زیرا در حرکت أینی هیچ فعلیتی از فعلیت دیگر اشد و اکمل نیست. باقی میماند دو مسئله مهم دیگر که در جلسه بعد درباره آنها بحث خواهیم کرد [١].
[١]. سؤال: اگر کسی فقط به حرکت توسطی قائل شود آیا میتواند قائل به اشتداد هم بشود به همان معنایی که فرمودید؟.
استاد: بله، میتواند. برخی از کسانی که قائل به حرکت توسطی بودند- البته نه مثل مرحوم آخوند- میگفتند یک امر واحد بسیط مستمری وجود دارد که آن حرکت است، ولی «مافیه الحرکه» است که اختلاف پیدا میکند نه خود حرکت. آنها قائل به وحدت «حرکت» و «ما فیه الحرکه» که نبودند. در مافیه الحرکه مانعی نداشت که بگویند هر مرحله بعدی اشد از مرحله قبلی است. نتیجه این است که فعلیت مرحله بعدی اکمل از مرحله قبل است. البته آنها این را طرح نکردهاند ولی لازمه این قول این است که اشتداد را ما اینطور فرض کنیم.