درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - دو معنای اشتداد
متناهی محال است. اگر وجود اصیل باشد در حرکت اشتدادی یک وجود واحدِ قابل اشتداد داریم که ماهیات غیرمتناهی از آن انتزاع میشود [١].
دو معنای اشتداد
در باب اشتداد دو مطلب باید تفکیک شود. یک مطلب همان است که آقای طباطبایی در حاشیه خود متعرض شدهاند و آن این است که هر حرکتی از آن جهت که خروج از قوه به فعل است حرکت اشتدادی است یعنی اگر مرتبه قوه هر حرکتی را با فعلیت آن مقایسه کنیم بین این قوه و آن فعلیت رابطه نقص و کمال برقرار است.
این قوه، ناقص آن فعلیت است و آن فعلیت، کامل این قوه است. این سخنی است درست و لازمه آن این است که تنقص محال باشد زیرا اگر اشتداد را به معنی خروج از قوه به فعل بگیریم تنقص میشود خروج از فعلیت به قوه که محال است.
معنای دیگر اشتداد آنجاست که ما رابطه قوه و فعلیت را در نظر نگیریم بلکه رابطه فعلیتها را با یکدیگر در نظر بگیریم و بگوییم فعلیت آنِ دیگر نسبت به فعلیت این «آن» اشد است. چنین امری بالحس وجود دارد که فعلیت بعدی اشد از فعلیت قبلی باشد. تکاملی که امروزه میگویند معنایش این است که وقتی مراتب فعلیتهایی را که پشت سر یکدیگر قرار دارند با هم مقایسه میکنیم میبینیم فعلیت بعدی از فعلیت قبلی اشد و اکمل است که این هم مطلب درستی است [٢].
حال این اشدیت و اکملیت مرتبه بعدی نسبت به مرتبه قبلی چگونه حاصل میشود؟ گفتیم ممکن است کسی اینطور خیال کند- که معمولًا امروزیها این گونه فرض میکنند- که علت اینکه در تکامل، مرتبه بعد اکمل از مرتبه قبل است این است که طبیعت فعلیتی را به دست میآورد و بعد این فعلیت را رها نمیکند و باز فعلیت دیگری به دست میآورد و آن را هم رها نمیکند و همینطور. این فعلیتها روی یکدیگر جمع میشود و فعلیتی که در آخر وجود دارد همه را با یکدیگر دارد؛ مثل کسی که امروز دو تومان به دست بیاورد و خرج نکند، فردا یک تومان دیگر به دست بیاورد و تا آخر ماه
[١]. [این برهان در جلسه بعد با بیانی جدید مجدداً تقریر شده است.][٢]. [استاد در اینجا در مقام پاسخ به این سؤال نیستند که آیا هر حرکتی لزوماً اشتدادی به معنای دوم است یا خیر، بلکه در صدد بیان این مطلب هستند که حرکات تکاملی در خارج وجود دارد. اندکی بعد خواهد آمد که هر حرکتی لزوماً اشتدادی به معنای دوم نیست.]