درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - آیا عدم ملکه حظّی از وجود دارد؟
عدم و ملکه است، نظیر عِمی و بصیر بودن که نسبتشان نسبت عدم و ملکه است [١].
آیا عدم ملکه حظّی از وجود دارد؟
حال اگر ما سکون را عدم ملکه بدانیم، آیا دارای حظی از وجود هست یا نه؟ این همان جمله معروفی است که میگویند: «العدم المضاف له حظ من الوجود». در اینجا باید توضیحی عرض کنم. عدم مضاف و عدم مطلق گاهی به معنایی به کار برده میشوند که با معنایی که در اینجا مقصود است تفاوت دارد. یک وقت ما عدم را به هیچ چیزی اضافه نمیکنیم و آن را بهطور مطلق اعتبار میکنیم و میگوییم «عدم مطلق»، همچنان که وجود را بهطور مطلق اعتبار میکنیم. اما گاهی همانطور که وجود را مضاف به یک ماهیت یا مفهوم اعتبار میکنیم و میگوییم: «وجود الانسان» عدم را هم مضاف به چیزی اعتبار میکنیم و میگوییم: «عدم الانسان».
این میشود «عدم مضاف». پس عدم مطلق یعنی عدم بدون اینکه اضافه به چیزی شده باشد و عدم مضاف یعنی عدم در حالی که اضافه به شیئی شده است. در مباحث وجود و عدم منظومه، که عدم مطلق و عدم مضاف را توضیح میدهد، مقصود همیناست ولی در اینجا مقصود این نیست.
گاهی به عدم ملکه «عدم مضاف» هم گفته میشود. آنجا که میگویند: «العدم المضاف له حظ من الوجود» مقصود عدم مضاف به معنی عدم ملکه است نه عدم مضاف به معنایی که ابتدا توضیح دادیم و الا «عدم العنقاء» و «عدم القرنین للانسان» (شاخ نداشتن برای انسان) عدم مضاف است و حظی از وجود هم ندارد. عدمی دارای حظی از وجود است که به شیء نسبت داده شود در حالی که آن شیء امکان آن را دارد. به این معنی، این عدم یک صفت وجودی میشود. این، عدم محض نیست، بلکه عدم توأم با شأنیت داشتن است. «شأنیت داشتن توأم با فعلیت نداشتن» امری است وجودی. البته آن حیثیت وجودی را از نداشتن فعلیت کسب نمیکند، بلکه از داشتن شأنیت کسب میکند. مرحوم آخوند میگوید سکون به این معنی امری است وجودی. درباره ذات واجب تعالی میگوییم متحرک نیست ولی آیا ساکن است؟ ذات واجب تعالی ساکن نیست زیرا سکون
[١]. سؤال: پس آیا سکون طبق هر دو قول زمانی است؟.
استاد: اگر سکون به معنای قرار باشد زمانی است ولی اگر به معنای عدم ملکه باشد در آینده خواهد آمد که آیا عدم، زمان دارد یا ندارد و اگر زمان دارد این زمان داشتن به چه معنی است. خواهیم دید که عدمی که از نوع عدم ملکه باشد زمان دارد.