درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - توضیح نظریه چهارم
توضیح نظریه چهارم
پس نظریهای که مرحوم آخوند پذیرفتند این بود که شیء متحرک- که حتماً باید جسم باشد- در هر آنی از آنات، فردی از آن مقوله دارد و یا اگر حرکت، اشتدادی باشد نوعی از آن مقوله را دارد و در بعضی از موارد صنفی از مقوله را. قرار بود این مطلب را مقداری توضیح دهیم.
این قول چنین میگوید که وقتی متحرکی در مقولهای حرکت میکند معنایش این است که متحرک (جسم) دارای خاصیتی به نام حرکت شده است و لازمه این حرکت که یک امر مستمر است و دوام دارد این است که متحرک در هر آن به فردی از این مقوله متلبس باشد. مقصود از این سخن چیست؟ابتدا سکون را در نظر میگیریم و به حرکت أینی مثال میزنیم. اگر جسم ساکن باشد، آیا دارای مکان است؟ البته چنین است. این جسم اگر یک ساعت ساکن باشد، در همه این یک ساعت یک فرد از مکان را اشغال میکند و در این مدت دارای أین خاص است و این فرد از أین در این مدت معین تغییر نمیکند. حال اگر فرض کنیم این شیء حرکت کند أین آن تغییر میکند و به تعبیر دیگر در أین تغییر میکند. آیا شیء در حال حرکت دارای مکان هست یا نیست؟ مسلماً شیء در حال حرکت باز هم در مکان قرار دارد. با حرکت شیء مکان شیء تغییر میکند و بنابراین در اینجا نه یک فرد از مکان، بلکه افرادی از مکان داریم. پس در اینجا نه میتوان گفت شیء مکان ندارد و نه میتوان گفت که دارای یک فرد از مکان است. در اینجا چه باید گفت؟ فرضهای مختلفی میتوان مطرح کرد که تا آنها را بیان نکنیم فرض مورد نظر کاملًا روشن نمیشود ولی ما در اینجا تنها یک فرض دیگر را مطرح میکنیم.
آن فرض این است که قطعاً افرادی از مکان در اینجا وجود دارد ولی به صورت یک سلسله نقطه. معنای حرکت شیء این است که شیء در هر آن در مکانی قرار دارد و ساکن است و بنابراین حرکت مجموع سکونات است. به عبارت دیگر، حرکت مجموع بودنهاست
وجود تقسیم میشود و مثلًا گفته میشود «الماهیة إما موجودٌ بوجودٍ قارّ و إمّا موجودٌ بوجودٍ سیال» این تقسیم، منوع نیست.
پس اشتباه نشود؛ مرحوم آخوند نمیخواهد این مطلب را تأیید کند که در «الأین منه قارّ و منه غیر قارّ» مقوله واقعاً جنس است بلکه میخواهد بگوید این تقسیم به نحوی میتواند درست باشد، که توضیح دادیم و باز هم در اطراف این مطلب توضیح خواهیم داد.