درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥ - راهی برای نقد نظریه اول
کردیم که چرا حرکت نیازمند به موضوع است [١].
گفتیم ممکن است در اینجا سه راه ارائه شود. راه اول این بود که چون حرکات در مقولات عرضی واقع میشوند و عرض نیاز به موضوع دارد پس حرکت نیازمند موضوع است. اگر این را دلیل نیازمندی به موضوع قرار دهیم در حرکت جوهری دیگر نیازی به موضوع نداریم ولی مرحوم آخوند از این راه وارد نشد و درست هم همین بود. اینکه عرض به موضوع نیاز دارد، مسئلهای است غیر از مسئله نیاز حرکت به متحرک. البته کسی مثل شیخ اشراق میتواند بگوید که حرکت اساساً عرض است و چون عرض نیازمند موضوع است پس حرکت به موضوع نیاز دارد که این راه دوم است ولی باز مورد قبول مرحوم آخوند نیست.
پس حرکت از چه نظر به موضوع احتیاج دارد؟ گفتیم از این نظر که امری است بالقوه که میخواهد فعلیت پیدا کند، و ما قبلًا در فصل دیگری ثابت کردیم که حرکت نیازمند به فاعل و نیز قابل است. مقصود از موضوع در اینجا قابل است نه موضوعی که در باب عرض گفته میشود. در این صورت وقتی حرکت در مقولات عرضی- که اکنون محل بحث ماست- واقع میشود نیازمند به موضوع است نه از آن جهت که عرض به موضوع احتیاج دارد؛ اگر عرض احتیاج به موضوع نمیداشت، باز در اینجا احتیاج به موضوع به معنای دیگر همچنان باقی بود. همیشه در خارج، چیزی لازم است تا حرکت را قبول کند. به عبارت دیگر همچنان که در فصلهای پیش گفتیم «کل حادث مسبوق بقوةٍ و مادةٍ تحملها». حرکت، حادث است و یا لااقل حدوث شیئی است که آن شیء حادث است و هر شیء حادثی نیاز به مادهای دارد که در آن واقع شود. راهی که مرحوم آخوند رفت این بود.
بنابراین ما در باب نسبت حرکت به مقوله اینطور میگوییم که مقوله نمیتواند موضوع باشد، آن موضوعی که در باب حرکت محل ابتلاست، یعنی قابل. مثلًا در حرکت در أین، خود أین نمیتواند قبول کننده حرکت باشد، بلکه قبول کننده ماده است. پس موضوع واقع شدن مقوله را از این راه ابطال میکنیم نه از راه برهانی که قبلًا آن را نقد کردیم.
در مورد قول سوم که میگوید مقوله جنس حرکت است به این تعبیر که «الأین منه قارّ و منه غیر قارّ» مرحوم آخوند ابتدا آن را رد کرد و بعد گفت که این قول به وجهی درست میشود و آن به اعتبار وجود است. به اعتبار وجود، حرکت در عین اینکه حرکت
[١]. [این مطلب به نحو جامعتری در جلسه سی وپنج مجدداً مطرح شده است.]