ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٩٥
اين امر باعث مى شود كه حكم بر غير موضوع اصلى خود مترتب شود و يا معلوم نشود كه حكم به عنوان اولى و يا به عنوان ثانوى است .
٧ ـ دقت در عناصر استنباطى ( كه مشتمل بر علل احكام مى باشند ) و آنهايى كه در بردارنده علل احكام نمى باشند .
٨ ـ كوشش در راستاى تنقيح مناط حكم در نص از راه بررسى در اوصاف و به دست آوردن آن وصفى كه صلاحيت ملاك بودن آن حكم را دارد و كوشش در راستاى تخريج مناط حكم در نص از راه بررسى تناسب حكم و موضوع و كوشش در راستاى تحقيق مناط . يعنى سعى و كوشش در شناخت مصاديق حكم در صورت آشكار بودن مناط و علت حكم براى يك موضوع و كوشش در راستاى استنباط علت حكم در نص به وسيله عقل از راه مصالح و مفاسد كه از اولى در اصطلاح علمى تنقيح مناط و از دومى تخريج مناط و از سومى تحقيق مناط و از چهارمى استنباط علت تعبير مى شود .
٩ ـ همه سونگرى و تك بعدى نشدن در برابر ابعاد گوناگون زندگى و توجه به ارتباط و پيوستگى ميان مسائل اعتقادى , اقتصادى , فرهنگى , سياسى , اجتماعى , عبادى , نظامى , حقوقى , كيفرى , ادارى , حكومتى , و خلاصه پيوند ميان مظاهر مادى و معنوى در زندگى انسان . اجتهاد اين چنينى تفكر و انديشه مجتهد را شكوفا ساخته و در نتيجه ذخيره هاى پنهان در هر زمينه اى را از راه تعقل و انديشه از منابع بيرون مى كشد . شخصيت مجتهد هر گاه تك بعدى شود يعنى تنها به مسائل فردى و عبادى كه پنج در صد از فقه اجتهادى است بينديشد , اجتهاد او فراگير و سازنده نخواهد بود . در نتيجه مسائل اجتماعى , سياسى , و حكومتى بى پاسخ خواهد ماند . آنچه در بند چهارمتحت عنوان آگاهى به واقعيتها و عينيتهاى زمان آورديم گر چه مستلزم همه سونگرى نيز هست ولى اهميت اين زير مجموعه مقتضى عطف نظر بيشترى است .
١٠ ـ داشتن جامعيت از نظر علمى نسبت به مسائل مختلف اقتصادى , فرهنگى , سياسى , حقوقى , حكومتى و . . . دانش در هر زمينه ارزشمندى كه باشد , نور و قدرت انديشه است و هر گاه مجتهد از نور بيشتر و قدرت فزونترى برخوردار باشد بديهى است كه در راه شناخت صحيح موضوعات و احكام , سريعتر و قويتر پيش خواهد رفت .
١١ ـ پرهيز از افراط و تفريط در مقام استنباط . ما در ضمن بررسيهايى كه در ادوار هشتگانه اجتهاد داشتيم به كسانى برخورد كرده ايم كه در مقام بيان فتوا راه افراط و