ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩٨ - تفسير
مقاتل گويد: گمان كرد كه بسوى خدا بر نميگردد پس خداوند سبحان فرمود: بلكه بر ميگردند و مبعوث ميشوند البتّه و مطلب چنان نيست كه پنداشته است.
((إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً)) البتّه پروردگار او باو بيناست از روزى كه او را آفريد تا هنگامى كه او را بر گرداند. زجاج گويد: باو خدا بينا بود پيش از آنكه او را خلق نمايد دانا بود به اينكه مرجع و بازگشتش بسوى اوست سپس خداوند سوگند ياد نمود و فرمود:( (فَلا أُقْسِمُ)) بيان اين قسم در سوره قيامت گذشت( (بِالشَّفَقِ)) يعنى سوگند بسرخى كه در موقع مغرب در افق باقى ميماند و بگفته بعضى سفيدى كه در صبح در افق ديده ميشود.
((وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ)) عكرمه و غير او گويد: سوگند بشب و آنچه از پراكندگى هاى در روز جمع ميكند در تصرّف خودش. و اين جهتش اينست كه چون شب رو آورد هر موجودى پناه بآشيانه و لانه و خانه خود برد.
ضحّاك و مقاتل گويند: يعنى و آنچه شب سوق ميدهد و ميراند. براى اينكه تاريكى شب هر چيزى را بسوى مسكنش ميراند و سوق ميدهد.
ابى مسلم گويد: و ما وسق يعنى و آنچه ظاهر ميسازد از ستارگان براى اينكه آنها شب ظاهر ميشود و روز مستور و اضافه كرد اين را بشب بعلّت اينكه ظهور ستارگان در شب شايع است.
((وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ)) سوگند بماه آن گاه كه مستوى و مجتمع شده (در شب بدر) تكامل و تمام شود. فرّاء گويد: اتّساق آن اجتماع و تكامل و استواء آنست در ٤ شب (١٣- ١٤- ١٥- ١٦-) هر ماه.
((لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ)) ابن عبّاس و ابن مسعود و مجاهد و شعبى و