ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٣٨ - مقصود و تفسير
و بعضى گفتهاند: صاحب قدرت در نفس خود ميباشد و از نيرو و توانايى او بود كه شهرهاى قوم لوط را با جلوى بالش كنده و تا آسمان رسانيده و آن گاه وارونه كرد.
((عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ)) يعنى متمكّن است نزد خدا صاحب عرش و آفريدگار عرش بلند مرتبه و بزرگ مقام و مرتبه است نزد او. چنانچه ميگويند:
فلانى پيش پادشاه متمكّن و داراى نفوذ و قدرت است. و مكان بمعناى تقرّب و نزديكى مقام است.
((مُطاعٍ ثَمَّ)) يعنى در آسمانها اطاعت شده است. فرشتگان آسمان او را اطاعت ميكنند. گويند: از اطاعت فرشتگان بجبرئيل ٧ اينست كه او خازن بهشت را شب معراج امر كرد تا درهاى بهشت را براى محمّد ٦ باز كرد تا داخل آن شده و ديد آنچه در بهشت است از طوبى و كوثر و انهار جاريه و حور العين و غيره را. و امر كرد مالك دوزخ را پس براى او گشود در جهنّم را تا بآن نظر فرموده.
((أَمِينٍ)) يعنى بروحى و رسالات خدا بسوى انبياء و پيامبران امينست.
و در حديث آمده كه رسول خدا ٦ بجبرئيل ٧ فرمود: چه اندازه نيكو خدا تو را ستوده.
((ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ)) پس قوّه و نيروى تو چه اندازه و امانت تو چه بوده گفت امّا قوّه من اينكه مرا خدا بر انگيخت به سوى شهرهاى قوم لوط و آن چهار شهر بود كه در هر شهر چهار صد هزار جنگجو بود غير از بچّهها و زنها. پس آن را از پائينترين زمين (يعنى از اعماق زمين) كنده و برداشتم تا اهل آسمان صداى خروس و مرغان و زوزه سگان آنها را شنيدند.