ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢٤ - شرح لغات
فرمود: پس بهر كس خواهى (از مستمندان) يك نفر شتر اهداء نما.[١] جبائى گويد: آن را موءوده ناميدهاند براى اينكه سنگينى ميكند در حالى كه آن را بر آن افكندهاند تا بميرد. و اين اشتباه است زيرا موءوده از باب واديه معتل الفاء و آنكه بمعناى ثقل است از آده يؤده. اثقله سنگين كرد او را و آن معتل العين است. و اگر مأخوذ از آن بود گفته ميشد مؤدّه بر وزن معوّده.
از پيغمبر ٦ از عزل (منى) پرسيدند فرمود اين وأد خفى و كشتن نهانى (نطفه) است.[٢] فرزدق شاعر گويد:
|
و منّا الّذي منع الوالدات |
فاحيا الوئيد فلم تواد |
|
و بعضى از ما بودند كه منع ميكرد مادرها را از اينكه بچه سقط كنند. و يا اينكه خود عزل نمايد و نطفه را در خارج رحم بريزد. پس زنده ميداشت.
نوزاد را و زنده زير خاك نميكرد. شاهد اين بيت كلمه وئيد و لم تواد است كه بمعناى زير خاك شده است.
و گويد:
|
و منّا الّذي احيا الوئيد و غالب |
و عمرو منّا حاجب و الاقارع[٣] |
|
[١] اهل سنّت خود اقرار دارند كه خليفه دوّم آنان عمر بن خطاب هم چندين دختر خود را در عصر جاهليت زنده بگور كرد.
[٢] مشهور فقهاء اين نهى عزل را حمل بر كراهت كردهاند و بعضى از آنها حمل بر حرمت از زن آزاد دائمى مگر اينكه شرط كند با آن زن. و اين حرمت و يا كراهت عزل و ريختن نطفه و منى در خارج رحم براى اينست كه زن بوسيله انزال در داخل لذّت ميبرد و كيف ميكند.
[٣] مادر فرزدق ليلى دختر جالس خواهر اقرع( و اقارع همان اقرع و عمرو و غالب است) و اقرع همان صحابى مشهور بسخاوت و بزرگواريست و در اين( دو بيت اشاره بقصه صعصعه جدّ فرزدق است كه بر رسول خدا٦ وارد و گفت من ٣٦٠ دختران زنده بگورى را خريدم هر كدام را بدو شتر ده ماهه آبستن و يك شتر نر آيا براى من در اين اجر و ثوابيست فرمود پيغمبر٦ اين بابى از ابواب نيكى و احسان است و اگر اسلام آورى خدا پاداش آن را بتو دهد.