ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١٥ - تفسير
شده كه گويد: رسول خدا ٦ فرمود مردم عريان و پا برهنه و ناتوان بر انگيخته ميشوند از شدّت حرارت سيلاب عرق بدهن و پرده گوش آنها ميرسد. گويد گفتم واى بر ما اى رسول خدا بعضى از ما نظر بديگرى ميكند فرمود: مردم در گرفتارى و شغلى هستند كه توجّه باين ندارند و تلاوت فرمود( (لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ)) سپس خداوند احوال مردم را تقسيم نمود در آن روز و گفت( (وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ)) يعنى چهرههايى در آن روز نورانى و درخشان( (ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ)) خندان و شادمان از خشنودى و خوشحالى بآنچه براى او از ثواب آماده ساخته شده. و از وجوه اراده كرده صاحب چهرها را.( (وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ)) و چهرههايى در آن روز غبار گرفته. يعنى و در هم است براى غصّهاى كه دارند.
((تَرْهَقُها)) يعنى بالا ميرود از آن و ميپوشاند آن را (قترة) يعنى سياهى و تيرهگى در موقع ديدن آتش.
زيد بن اسلم گويد: غبره چيزيست كه از آسمان بزمين پائين ميآيد و قتره آنست كه از سمت زمين بطرف آسمان بالا ميرود.
((أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ)) آن گروه ايشانند كافرهايى در اديانشان.
((الْفَجَرَةُ)) گنهكارانى در افعالشان و خوارج (نهروان) استدلال كردهاند باين بر اينكه كسى كه مؤمن نيست ناچار كافر است براى اينكه خداوند سبحان چهرهها را بدو گروه تقسيم نموده و تعلّقى هم براى ايشان بآن نيست زيرا خداوند سبحان ياد كرده در اينجا دو قسم چهرهها را متقابل و برابر يكديگر چهرههاى مؤمنين و چهرههاى كفّار و چهرههاى فساق