ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٩ - تفسير
آدمى متذكّر ميشود آنچه را كه از خوب و بد كرده است.
((وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ)) يعنى آتش ظاهر ميشود( (لِمَنْ يَرى)) پس مردم آن را مىبينند در حالى كه سر پوش از آن برداشته شده و آن را از نزديك مشاهده كرده و مينگرند.
((فَأَمَّا مَنْ طَغى)) يعنى از حدّ و مرزى كه خداوند براى او گذارده تجاوز كند و مرتكب گناهها شود( (وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا))[١] و دنيا را بر آخرت اختيار نمايد.
((فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى)) پس البتّه آن دوزخ براى او جايگاه است و ايثار اراده چيز است بر روش ترجيح و برترى دادن او بر غير او( (وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ)) و امّا كسى كه ترسيد مقام مسئله پروردگارش را از آنچه بر او فعل يا تركش واجب است.
((وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى)) و باز داشت نفس خود را از محرّماتى كه آن را ميل نمود.
مقاتل گويد: البتّه آدمى عزم گناه و معصيت ميكند پس بخاطرش ميآيد توقّفش را براى حساب. پس آن را ترك ميكند.
((فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى)) يعنى آن قرارگاه و جايگاه اوست سپس خداوند
[١] اين آيه دلالت دارد بر اينكه بر گزيدن زندگانى دنيا بر آخرت اساس و سرمايه هر گناه است و اين براى اينست كه مادّيين موجود را منحصر در اين جسم- محسوس ميبينند و فقط بهمين هم اكتفاء ميكنند و غير دنيا اهمّيت نميدهند پس انكار قيامت و زنده شدن و فرشتگان و قبر و بهشت و آتش ميكنند و اعتراف بسعادت و شقاوت ندارند مگر بآنچه راحت بشر است در حياة دنيا وقاحت و زشتى لذّتها را درك نميكنند مگر وقتى كه از لذّت قوىتر و عمومىتر دنيوى ممنوع شوند پس دوستى دنيا سرمايه هر گناهيست.