ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٤ - لغت
آن خدايى كه آسمان را محكم و بلند نموده براى ما خانهاى بنا كرده كه پايههاى آن محكمتر و درازتر است.
التّسوية: قرار دادن يكى از دو چيز است در حد يا در حكم خود به مقدار و اندازه ديگرى.
الغطش: ظلمت و تاريكى است و اغطشه اللَّه. يعنى خدا آن را تاريك و ظلمانى نمود و اغطش آنست كه در چشمش شبيه عمش يعنى: آب ريزش داشته و ضعيف باشد و فلاة غطشاء يعنى بيابانى كه در آن هدايت و راه بيرون رفتن نيست.
الدحو: بسط و گسترش است دحوت. ادحو. دحوا و دحيت.
ادحى. دحيا دو لغت ميباشند.
اميّه بن ابى الصّلت گويد:
|
دار دحاها ثم اعمر بابها |
و اقام بالآخرى الّتي هى امجد |
|
منزلى كه آن را گسترش داد سپس درب آن را تعمير نمود و در منزل ديگرى اقامت نمود كه آن رفيعتر و بهتر بود از منزل اوّل. شاهد اين بيت كلمه دحاها كه بمعناى گستردنست.
و اوس گويد:
|
ينفى الحصى من جديد الارض مبترك |
كانّه فاحص او لاعب داح[١] |
|
سيلى كه شن و ريك را از روى زمين بسرعت ميبرد مثل اينكه آن سيل
[١] اوس بن حجر تميمى از شعراء جاهليت است و جديد الارض روى زمين و ابترك سرعت كردن است و هر وقت شعرى از اين قصيده ديدم كه در باره ابر و باران بوده و به تمام آن بر خورد نكردهام و مثل اينكه تعريف سيل را ميكند و شنها و ريگها را از روى زمين برده و بآن گسترش ميدهد.