ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٧ - تفسير و مقصود
((وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ)) طواف ميكند ايشان را پسران جاودانى بهشت تفسيرش گذشت( (إِذا رَأَيْتَهُمْ)) يعنى وقتى ديدى اين گروه پسران را( (حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً)) پندارى كه ايشان مرواريد پراكندهاند از صفا و زيبايى و زيادى. پس ياد فرمود رنگ و بسيارى آنها را.
و بعضى گفتهاند: تشبيه فرمود آنها را به پراكندهگى براى پراكندگى ايشان در خدمت. زيرا اگر آنها در يك صف و رديف بودند آن را تشبيه بمنظوم و رديف شده مينمود.
((وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ)) يعنى وقتى چشم انداختى در آنجا يعنى بهشت و برخى گفتهاند: يعنى و وقتى ديدى چيزها را در آنجا( (رَأَيْتَ نَعِيماً)) ديدى نعمتهاى گرانقدر را( (وَ مُلْكاً كَبِيراً)) و ملك بزرگى را امام صادق (ع) فرمود:
زايل و فانى نميشود.
و بعضى گفتهاند: ملك وسيعى يعنى كه نعمتهاى بهشتى از جهت زيادى قابل وصف نيست. و بدرستى كه بعضى از آنها را تعريف ميكند.
و بعضى گفته: مراد از ملك كبير. اجازه خواستن فرشتگانست، از ايشان و درود آنهاست بر ايشان بسلام.
و بعضى گفته: مقصود از ملك كبير آنست كه بهشتيان چيزى را اراده نميكنند مگر آنچه فورا بر آن توانا ميشوند.
و بعضى گفتهاند: كه كمترين آنها از جهت درجه و رتبه از مسير هزار سال نگاه ميكند در ملك خودش مىبيند نقطه دور و آخر آن را، چنانچه ميبيند اوّل و نزديك آن را.
و بعضى گفتهاند: آن ملك هميشگى و ابديست در نفوذ امر و حصول