ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٥ - دليل
شاعر نشده كه ميگويد:
|
و قتيل مرّة اثارنّ فانّه |
فرع و ان اخاكم لم يثأر |
|
و مقتول مرّه كه قبيلهاى از قريش هستند خونش بسبب كشته شدن قاتلش گرفته شد زيرا كه آن فرع و شاخه شريف و بزرگ آن قوم است و برادر شما خونش گرفته نشد يعنى قاتلش كشته نگرديد.
اراده كرده (لأثأرن) پس لام حذف شده و جايز است كه لام ملحق به فعل حال بشود مانند حكايت خدا از قول فرعون( (لَأُصَلِّبَنَّكُمْ)) و وقتى مثال براى حال شد نون پيرو و تابع آن نباشد براى اينكه اين نونى كه ملحق بفعل ميشود در بيشتر امور آن نون براى فصل بين فعل حال و فعل آينده است، و گاهى ممكن است كه لام ردّ بر كلام باشد و خيال كردهاند كه حسن. (لا قسم بيوم القيمة و لا اقسم بالنّفس اللّوامة) قرائت كرده و گفته كه قسم باوّلى خورده و بدوّمى سوگند نخورده و مثل همين را از ابى اسحاق نيز نقل كردهاند ابو على در غير كتاب حجّت ياد كرده كه لام زياد است زيرا قسم داخل بر قسم نميشود.
ابن جنّى گفته شايسته است كه اين لام ابتداء باشد يعنى هر آينه من سوگند ميخورم بروز قيامت پس مبتداء كه انا باشد حذف شده براى علم بآن.
ابو الحسن گويد: برق البصر بيشتر است در كلام عرب و بفتح خواندن هم لغتى است.
زجاج گفت: هر كه برق بكسر قرائت كرده بمعنى فزع و تحيّر گرفته و هر كه برق بفتح خوانده پس او از بريق العينين گرفته. ابو عبيده گويد برق البصر وقتى كه حيران شود.
|
كما اتانى ابن صبيح راغبا |
اعطيته عيساء منها فبرق |
|