ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٩ - تفسير
است و كف دست يكى از آنها ظرفيّت نگهدارى دو قبيله بزرگ قريش ربيعه و مضرّ است. رحمت و مهربانى از آنها بر داشته شده يكى از آنها هفتاد هزار نفر از دوزخيان را بلند ميكند و هر كجا از جهنّم بخواهد مياندازد.
و گفته شده معناى آن اينست كه بر در كه و طبقه زيرين دوزخ نوزده فرشته خزينه دار و پاسبانست و براى آتش و دركات ديگر پاسبانهاى ديگرى است.
و گفتهاند: تخصيص بعدد نوزده براى اينست كه توافق با اخبار پيامبرانى كه قبلا خبر دادند و يا در كتب پيشين نوشته شده و در اين مصلحتى براى مكلّفين بوده باشد.
و بعضى از مفسّرين در تفسير اين عدد گفتهاند. كه عدد نوزده (١٩) جمع ميكند بيشتر و اكثر عددهاى قليل و كم را كه از يك تا نه (٩) باشد و كمتر عددهاى زياد را كه ده (١٠) باشد زيرا عدد آحاد يكىها و عشرات. دهها مآت، صدها و الوف هزارهاست و كمترين دهها ده و بيشتر يكىها نه (٩) ميباشد (و نوزده (١٩) جامع ده و نه است)[١] مفسّرين گفتند وقتى اين
[١] ابو على طبرسى مؤلّف گويد: براى من مباحثه و گفتگويى با يكى ملحد و لجوجى اتّفاق افتاد در عدد نوزده و گفتم براى اسكات او ذكر عدد در هر موضع براى تخصيص نيست بلكه براى مبالغه است چنانچه گفته ميشود تو را هزار مرتبه ديدن كردم و تو باز ديدن من نيامدى. گفت اين مثال براى عدد زياد است. گفتم زياد در هر جا بحسب آنجاست. پنج نفر مأمور، و پاسبان در زندان زياد است و كافيست براى جلوگيرى از زندانيها و پادشاهان با زياد ارتش و سربازى كه دارند در زندان پاسبان ميگمارند گفت فرض كرديم ما عدد( ١٩) براى مبالغه كافيست پس چرا اين عدد را اختيار كرد و عدد ديگر را نياورد. گفتم براى رعايت رؤس آيات كه راء باشد و آن مقتضى( كلمه عشر تا تسعه عشر است و هر واحدى از عشر به بالا شايسته و صلاحيت دارد و نوزده بزرگتر عدديست كه در مبالغه كفايت ميكند و مناسب رؤس آيات هم هست. پس مبهوت ماند و گفتم اين چيزيست كه بخاطر من رسيده بنا بر جواز اين عدد و احتمال و گرنه نميداند دقايق كلام خدا را مگر خودش.
و امام فخر رازى وجوهى معنوى ياد كرده كه از آنهاست تناسب عدد نوزده است با قوا و نيروهاى حيوانى كه محرّك و داعى گناهانيست كه به دوزخ ميكشاند و آنها منحصر در نوزده است. و خدا داناست.
( شعرايى)