ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٧ - لغت
ميشود براى اينكه بوده باشد با فعل منصوب بآن بدل از (منّ) در معناى چنانى كه فعل بر آن دلالت دارد و از آنچه كه فعل در آن واقع ميشود موقع و جاى مصدر گفته عروة بن الورد است كه ميگويد:
|
فقالوا ما تشاء فقلت الهو |
الى الاصباح اثر ذى اثير[١] |
|
پس گفتند چه ميخواهى گفتم بازى كنم تا صبح (با معشوقهام) اراده كرد از گفتهاش (فقلت الهو) پس گفتم بازى كنم پس نهاد كلمه الهو را جاى اللّهو بازى كردن را.
لغت:
(مدّثر) مفتعل از باب دثار (و دثر) مگر اينكه ثاء ادغام شده در دال و آن پوشيده بلباس (و لحاف و پتو و ملافه) است هنگام خواب.
(و تكبير) صفت اكبر است بنا بر اعتقاد بمعناى آن مانند تكبير گوينده اللَّه اكبر در نماز. و تكبير نقيض و ضدّ صغير است و كبير الشّأن آن مختصّ است بتوسعه دادن قدرت و علم و دانايى (و طهارة) نظافت و پاك كردن و نابود كردن نجاست است زيرا نظافت گاهى بنابود كردن چرك و كثافت غير نجس است و گاهى به از بين بردن نجاست و طهارت در آيه قسم دوّم است[٢] (و منّ) تذكر و بخاطر آوردن نعمت است بچيزى كه موجب كدورت، و
[١] جوهرى در صحاح اللّغه گويد: افعل هذا اثر ذى اثير يعنى ميكنم آن را در پى اين.
[٢] فاضل مقداد( در كنز العرفان) گويد: پاك كردن لباس واجب بنفس نيست بلكه براى نماز واجب است و شيخ طوسى در كتاب نهايه گويد:
تصّرف در نجاست بهيچ عنوان جايز نيست و حال آنكه فقها گفتهاند در فروش روغن نجس جايز است براى روشن كردن زير آسمان نه زير سقف و از اين( قول معلوم ميشود كه سقف از دود آن نجس و غير جايز است و شهيد در روضه فرمود فروش روغن دنبه گوسفند مرده بهيچ حال جايز نيست براى عدم جواز عين نجاست بطور مطلق و رود نهى از شارع در بيع نجاست و نهى، نميكنند مگر از چيزى كه قابل انتفاع بآن باشد زيرا چيز بى منفعت قهرا مورد معامله قرار نميگيرد و نهى از آن معنا ندارد.
( شعرايى)