ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٠٩ - شرح لغات
(رَبِّكَ) قرار داده گويد: صفت عرش قرار نميدهم. و بعضى از ايشان آن را صفت عرش قرار داده ابو زيد گويد: گفته ميشود مجدّت الإبل تمجّدا مجودا هر گاه شتر را در زمين پر خار چرا دهد تا سير شود. و امجدت الإبل هر گاه آن را سير كردم. و گفتهاند: در هر درختى آتش است. و استمجد المرخ و العفار يعنى گرديد ماجد در نشان دادن آتش و بعضى گفتهاند: استمجد العفار اذا كثرناه[١] و دليل نافع خواندنش محفوظ اينست كه قرآن موصوف بحفظ شده در قول خداى تعالى( (وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ)) و معناى حفظ قرآن اينست كه آن مصون خواهد بود از تحريف و تبديل و تغيير پس آن را چيزى از اينها ملحق نشود و دليل كسى كه محفوظ را جرّ داده اينست كه آن را صفت لوح قرار داده پس ايشان ميگويند اللّوح- المحفوظ.
شرح لغات:
الاخدود: شكاف عميق در زمين است و از آنست آنچه در معجزات پيامبر ٦ روايت شده كه آن حضرت درختى را صدا زد و فرا خواند پس آن درخت زمين را شكافت شكافتنى تا نزد پيغمبر ٦ آمد و از آن است (خدّ) گونه كه محلّ جريان اشك است. و تخدد لحمه آن گه كه در گوشت راههايى مانند پارگى پيدا شود.
الوقود: چيزيست از هيزم و غيره كه آتش بسبب آن مشتعل و شعلهور گردد. وقود: بفتح واو. و وقود، بضمّ واو: ايقاد و گيراندن و افروختن آتش است. ميگويند: فتنت الشّىء احرقته.
الفتين: سنگ سياه است مثل اينكه آن محلّ سوختن است و اصل فتنه
[١] مرخ و عفار دو درخت هستند كه از آنها دو شاخه ميگيرند و بهم ميزنند و از آنها آتش توليد ميشود.