ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٤ - شأن نزول
پس چون روز چهارم شد كه نذرشان را اداء كرده بودند على ٧ با حسن و حسين ٨ آمد نزد پيامبر ٦ و حال آنكه اثر ضعف و ناتوانى در آنها ظاهر بود پس رسول خدا ٦ گريست و جبرئيل.
نازل و سوره (هل اتى) را آورد.
و در روايت عطا از ابن عبّاس اينست كه على بن ابى طالب ٧ خود را اجير نمود كه يك شب باغ نخل و خرماى آن مرد يهودى را آب يارى كند به مقدار سه صاع جو. پس چون صبح شد اجرت خود را گرفت و يك سوّم آن را آرد نمود و با آن غذايى بنام حريره پخت و چون آماده شده و خواستند افطار كنند كه مسكينى آمد. پس آن را باو دادند سپس براى روز دوّم ثلث ديگر را آماده ساختند و چون حاضر شد و خواستند افطار كنند يتيمى آمد و سؤال كرد. پس باو دادند و براى روز سوّم ما بقى را پختند و چون آماده شد اسيرى از مشركين آمد و سؤال كرد. پس او را خورانيدند و تمام شد نذرشان، و احدى اين روايت را در تفسيرش ياد كرده.
على بن ابراهيم (قمّى) گويد كه پدرم حديث كرد از عبد اللَّه بن ميمون از حضرت ابى عبد اللَّه ٧ كه نزد فاطمه عليها سلام جويى بود پس آن را عصيده (كه قسمى از حريره باشد) ساخت و چون پخته شد و آن را در مقابل آنان گذارد و مسكينى آمد و گفت (رحمكم اللَّه) پس على ٧ بر خاست و ثلث ديگر غذا را باو داد سپس اسيرى آمد و گفت رحمكم اللَّه پس على ٧ ثلث سوّم كه باقى غذا بود باو داد و ابدا آن را نچشيدند و خدا آن آيات را نازل فرمود در باره ايشان و اين فضيلت جاريست در باره هر مؤمنى كه براى خداى عزّ و جل اين كار را نمايد و اين مطلب دلالت دارد كه اين سوره در مدينه نازل شده است.