فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
بنويسد، اما قبل از نگارش آن به ديار حق شتافت؛ خدايش رحمت كند. نوشتار حاضر پاسخى به سه مقاله ايشان است.
كسانى كه آشنايى با آثار مربوط به تاريخ مشروطه دارند كم و بيش مىدانند كه آقاى على ابوالحسنى از پژوهشگران پرتلاش و متّتبع در اين زمينه بود. علاقه بسيار او به شخصيت شيخ فضل اللّه نورى مثال زدنى است و در همه آثار فراوانى كه در باره شيخ نوشته، مشهود است. او علاوه بر مقالات فراوان درباره شيخ، مجموعه كتابهايى در هفت مجلد در معرفى ابعاد مختلف شخصيت فردى، علمى، اجتماعى و سياسى شيخ فضل اللّه نورى نگاشته است. اينجانب براى نگارش چهارمين مقاله خود كه مربوط به شيخ فضل اللّه نورى بود علاوه بر برخى مقالات ايشان، تمامى اين مجموعه هفت جلدى را مطالعه كردم و به اين نكته دست يافتم كه در سرتاسر اين هفت جلد كتاب، شيخ پيوسته مورد مدح و تمجيد آقاى ابوالحسنى قرار گرفته و ايشان با اصرار، از همه مواضع سياسى و اجتماعى او دفاع كرده است و تا آنجا كه به خاطر دارم حتى يك مورد هم پيدا نمىشود كه ايشان انتقادى هر چند جزئى به شيخ كرده باشد.
از سوى ديگر، ايشان در نقد خود بر مقالات «جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت»، همه مواردى را كه به عنوان نكات مثبت درباره شخصيت فكرى و اخلاقى شيخ مطرح كردهام ، پذيرفته و از آنها به عنوان «نكات نوعاً درست» ياد كرده است و در مقابل كوشيده است همه انتقاداتى را كه به شيخ وارد كردهام بدون استثنا پاسخ دهد.
اين نكات مىتواند دليلى بر وجود يك كاستى فاحش در روش تحقيق ايشان باشد. نتيجه تحقيق پژوهشگرى كه در بررسى ابعاد مختلف يك شخصيت غير معصوم، ناخودآگاه معايب و كاستىهاى او را نمىبيند و يا آگاهانه آنها را ناديده مىگيرد و هيچ گزارشى از آنها ارائه نمىدهد، نمىتواند جامع و قابل اطمينان باشد.