فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٢ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
ابان در اين روايت، ملاك حكم را از نصوص ديگر به دست نياورده بود و گرنه بايد مىدانست كه ديه زن، نصف ديه مرد است و مىبايست ديه قطع انگشتان زن، در جايى به نصف ديه مرد برسد؛ افزون بر اينكه در برابر نص وارد شده قياس مىكرد.
نمونه ديگر، انتقاد امام صادق(ع) از ابوحنيفه است كه از او درباره علل واقعى احكام شرعى مىپرسد و به او مىگويد:
تزعم أنك صاحب الرأى و كان الرأى من رسول اللّه صواباً و من دونه خطأً كان اللّه تعالى قال: {لتحكم بين الناس بما اراك اللّه» ولم يقل ذلك لغير} ؛ (٢٧)
مىپندارى صاحب رأى هستى، حال آنكه فقط رأى رسول خدا(ص) درست است و به واقع مىرسد ؛ چون خداوند به پيامبر(ص) فرموده است: «بر اساس آنچه خدا به تو فهمانده حكم كن» و اين گفته را خداوند به ديگرى نفرموده است.
از اين روايت به روشنى فهميده مىشود كه در قياس فهم علل واقعى احكام، ملاك بوده است. لذا اين نوع قياس به معناى اعتماد بر فهم ظنّى شخصى براى دستيابى به علل احكام شرعى بوده، نه معيارى براى فهم احكام. از اين رو، قياس كننده، عقل و فهم شخصى خود را معيار رد يا قبول سنت قرار مىدهد و به همين جهت امام(ع) مىفرمايد : «ان دين اللّه لايصاب بالعقول» (٢٨).
اين نوع قياس، با توجه به رشد اصول در جامعه اهل سنت، طرفداران بسيارى ندارد و دانشمندان مسلمان، ارزش چندانى براى آن قائل نيستند و با مرورى به تاريخ قياس روشن مىشود كه برخورد امامان معصوم(ع) سبب شد كه استفاده از اين نوع قياس كاهش يافته و مورد استفاده فقيهان نباشد.
٢-٣ ـ ١. قياس در اصطلاح جديد: قياس در اين اصطلاح به معناى استنباط
(٢٧) الطبرسى، ابو منصور احمد بن على بن ابى طالب، احتجاج، ج٢، ص٣٦٢.
(٢٨) النورى الطبرسى، الحاج ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج١٧، ص٢٦٢، ح٢٥.