فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
قياس در اصطلاح اصولى به دو بخش قديم و جديد تقسيممىشود: (٢٤)
١-٣-١ ـ قياس در اصطلاح قديم: قياس در اين اصطلاح، راهى براى استنباط حكم شرعى از طريق فهم شخصى در برابر سنت است. اينگونه قياس، در دورههاى اوليه تفقه پديدار شد و بويژه در عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، كاربرد آن در برخى مذاهب اهل سنت شيوع يافت. واژه قياس در اين معنا عبارت است از «جستجو از علتهاى واقعى احكام شرعى از طريق عقل و قراردادن اين علل به عنوان مقياسى براى سنجش روايات شرعى؛ به گونهاى كه هر روايتى با اين علتها سازگارى داشت، حكم شرعى است و هر چه موافق آن نبود، مردود است.» (٢٥)
از آنجا كه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص)، حوزه قلمرو اسلامى از هر سو گسترش يافت و مسلمانان با مسايل جديدى روبه رو شدند و به سبب دورى بودن از اهل بيت(ع)، دسترسى به احكام موضوعات جديد براى جامعه اهل سنت مشكل بود و از سوى ديگر، فرصت طلبان، احاديث بسيارى را جعل و به پيامبر(ص) نسبت مىدادند، گروهى از اهل سنت (اهل رأى)، به قياس روى آوردند. احاديث وارد شده از امامان معصوم(ع) در باره قياس، با توجه به علتهايى كه اين بزرگواران براى ممنوعيت عمل به قياس بيان كردهاند، ناظر به اين معنا از قياس است. از نمونههاى اين نوع قياس مىتوان به روايت ابان در مورد ديه قطع انگشت زن اشاره كرد، امام صادق(ع) او را از قياس نهى كرده و مىفرمايد :
والسنة إذا قيست، محق الدين؛
اى ابان، هر گاه سنت به قياس گرفته شود، دين نابود خواهد شد. (٢٦)
(٢٤) الحكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص٣٠٦ و فضل اللّه، عبدالمحسن، الاسلام و اسس التشريع، ص٣١ .
(٢٥) الحكيم، محمد تقى، الاصول العامة، ص٣٠٦.
(٢٦) الحر العاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشيعة، ج١٩، ص٢٦٨.