فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧٩ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
سازگارى تعبد و تعقل را مطرح مىساختند و سپس از جدال آن دو ـ كه جنبه ثانوى و عارضى دارد ـ سخن مىگفتند...
گفتنى است كه واژه «تعبّد» يا «تعبّدى»، در لسان فقها، در بسيارى از موارد (نمىگويم همه جا) در برابر «تعقل» (به معناى بهرهگيرى از دستاوردهاى عقلى و علمى بشر) قرار ندارد. مثلاً شهيد سيد محمد باقر صدر، در «حلقات الاصول»، واژه «تعبّدى» را در قبالِ «وجدانى» به كار برده، خبر ثقه را وسيله اثبات «تعبّدىِ» احكام شرعى مىشمارد و آن را در برابر خبر متواتر و اجماع و شهرت مىنهد كه به زعم وى وسايل اثبات «وجدانى»اند. (١٥٤) همچنين اصطلاح مشهور و رايج واجبات تعبديه يا عباديه (در برابر واجبات توصّليه) به معناى امورى است كه انجام آنها بايد همراه با «قصد قربت» باشد. (١٥٥) عنوان تعبدى و توصلى، البته، نزد قدما معناى مشهور ديگرى داشت كه طبق آن، واجبات تعبدى امورى بود كه انگيزه مولا در فرمان به آنها براى ما روشن نيست و انجام آنها از سوى عبد، صرفاً روى تعبّد نسبت به امر مولا صورت مىگيرد، به خلاف واجبات توصلى، كه غرض مولا از امر به
(١٥٤) ر. ك: دروس فى علم الاصول، الحلقة الثانية، دار الكتاب اللبنانى و دار الكتاب المصرى، ١٩٧٨، صص ١٦٦ـ١٨٧ و بعد.
(١٥٥) عنوان تعبدى و توصلى، البته، نزد قدما معناى مشهور ديگرى داشت كه طبق آن، واجبات تعبدى امورى بود كه انگيزه مولا در فرمان به آنها براى ما روشن نيست و انجام آنها از سوى عبد، صرفاً روى تعبّد نسبت به امر مولا صورت مىگيرد (به خلاف واجبات توصلى، كه غرض مولا از امر به آنها بر ما معلوم است). طبق تقسيمبندى اخير، در واقع، تعبد به معناى تسليم بودن در برابر فرمان الهى است، چنانكه مىگوييم: ما اين عمل را تعبّداً (يا از باب تعبّد) انجام مىدهيم، و مرادمان اين است كه اين عمل را از باب تسليم در برابر امر الهى انجام مىدهيم، هرچند علت يا مصلحت واقعى آن بر ما روشن نيست (ر. ك: اصول الفقه، شيخ محمد رضا مظفر، انتشارات المعارف الاسلامية، چاپ دوم، نجف ١٣٨٦ق، ١/٦٩ ). مع الوصف، در اينجا نيز تعبد، لزوماً در برابر تعقّل قرار نداشته و جنبه «اعراض» از آن را ندارد، بلكه ناظر به ناآگاهى ما از علتِ (منطقى و معقولِ) حكم است.